عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٣ - فصل اول آيات قرآن در مدح صحابه
اصحاب، نيست؛ بلكه منظور، صحابهاى است كه از مسلمانان اوليه تا زمان نزول آيه به خوبى پيروى كردهاند.[١] كاربرد افعال ماضى «اتبعوهم، رضى اللّه و رضوا» در آيه شريفه بر اين معنا دلالت مىكند؛
ج) عدالت مهاجران و انصار اوليه از آيه شريفه استفاده مىشود؛ زيرا خداوند متعال رضايت خود را از آنها بدون اين كه وابسته به چيز ديگرى كند، بيان فرموده است. اگر آنان فاسق بودند، بههيچروى خداوند از آنها راضى نمىشد. درباره عدالت ديگر صحابه بايد «اتّباعهم بإحسان» آنها ثابت شود.
ممكن است كسى گمان برد كه رضاى خداوند، مشروط به پيروى نيكوكارانه «اتباعهم بإحسان» نمىشود، بلكه از وقوع «اتباع بإحسان» خبر مىدهد؛ بنابراين، عدالت ديگر صحابه نيازمند اثبات و احراز «اتباع بإحسان» نيست؛ بايد در پاسخ گفت كه خبرى بودن آيه را مىپذيريم، ولى آيه وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ عموميت ندارد، و بايد شخص «تابع بإحسان» از ديگران جدا شود و روشن شود كه «تابعين به احسان» چه كسانىاند؟[٢] اگر چنين نباشد مىتوانيم بگوييم كه اين آيه موضوع آيه نخست را تخصيص به «اولين» مىكند؛ حتى مىتوانيم موضوع آيه اول را از اين آيه نيز عامتر بدانيم؛[٣]
د) مهم اين است كه زمان يا وصفى كه بين پيشگامان اولى و تابعين بعدى فاصله مىاندازد، مشخص شود. برخى گفتهاند مقصود از اولين، كسانىاند كه به دو قبله،
[١] . البته اشكالى ندارد كه بگوييم حكم آيه شامل تابعين و تابعين تابعين تا امروز و تا روز رستاخيز مىشود، ولى خطاب آيه فقط متوجه صحابه تا زمان نزول آيه است و بس.
[٢] . به بيان ديگر، در وقوع وجوب احراز و اثبات« تابعين بإحسان» به سبب شك در وقوع آن نيست، بلكه براى شناخت فاعل آن است و اين كه چه كسى« تابع بإحسان» است.
[٣] . زيرا موضوع آيه فقط شامل پيشگامان اوليه از مهاجرين و انصار مىشود؛ ولى آيه اولى هم شامل آنان و هم كسانى كه تا بعد از غزوه بدر پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله را يارى كردهاند، مىشود.