عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٤ - فصل دوم شيعه داعى براى تكفير صحابه نيست
نيست؛ زيرا امامت از اصول اسلام به معناى عام نيست، بلكه از اصول تشيع است و اگر غير از اين بود، بايد همه فرقهها به جز شيعه تكفير مىشدند. درحالىكه اهل سنت از ديدگاه ما مسلماناند، از ذبايح آنان استفاده مىكنيم؛ با آنان ازدواج مىكنيم؛ خوردن اموال و ضرر رساندن به آنان را حرام مىدانيم؛[١] قصاص شيعى را در صورت قتل فرد سنى صحيح مىدانيم؛ در قصاص، ديات، ضمانات و ميراث بين شيعه و اهل سنت فرقى نمىگذاريم.
البته براى شيعيان احكام خاصى مترتب مىشود كه بر ديگر فرقهها مترتب نيست؛ اگرچه پيروان ديگر مذاهب منكر امامت باشند يا جاهل مقصر و قاصر، همينطور براى شيعه احكام اخروى ديگرى نيز قائليم.
دليل ما بر مطالب يادشده احاديثى است كه در مقدمه كتاب بيان كرديم و اكنون يك حديث را به عنوان نمونه مىآوريم. حمران در حديث معتبرى از امام باقر عليه السّلام در معناى اسلام و ايمان روايت مىكند كه اسلام همان چيزى است كه ظاهر گفتار و كردار [مسلمين] نشاندهنده آن است. بسيارى از فرقههاى مسلمان بر همين حالتاند.
با همان اسلام ظاهرى، خونشان محفوظ، احكام ارث بر آنها جارى و نكاح با آنان جايز است. حضور در نماز، پرداخت زكات، گرفتن روزه و به جاى آوردن حج، مردم را از جرگه كفر خارج و منتسب به ايمان مىكند.
حميد بن زياد از حسن بن محمد كندى از تعدادى و آنان از ابان بن عثمان از فضيل از زراره و ايشان از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند كه مردم درباره بيعت ابو بكر كارى را كه خودشان مىخواستند، انجام دادند و حضرت على عليه السّلام به سبب رعايت نظر مردم و ترس از ارتداد و بازگشت آنان به بتپرستى و ترك شهادتين مردم را از دعوت به خود منع كرد.
[١] . در ابتداى كتاب احاديثى بدين معنا آورده شده است.