عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٦ - فصل دوم عدالت صحابه از ديدگاه ابن ابى الحديد و نقيب ابو جعفر
نشد و گفت: گواهى مىدهم كه فرداى قيامت، عثمان مانند مردارى بر صراط است.
برخى مىگويند كه فقط يك خبر درباره اين موضوع روايت شده است و برخى مىگويند كه اين خبر موقوف عليه است. بههرحال، اگر در اين عصر شخصى چنين سخنى گويد، اهل سنت او را زنديق مىپندارند.
عثمان به دست بزرگان و اعيان صحابه محاصره شد، هيچكس منكر آن نيست و اين محاصره بر كسى سخت و گران تمام نشد و در رفع آن هم كسى تلاش نكرد؛ بلكه هركس محاصرهكنندگان را سرزنش مىكرد، سرزنش مىشد. درحالىكه عثمان از بزرگان صحابه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله شمرده مىشد و از ابو بكر و عمر به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله نزديكتر بود؛ همچنين وى امام مسلمانان و برگزيده شده براى خلافت بود، امام، حق بزرگى بر رعيت خويش را دارد؛ در نتيجه، اگر محاصرهكنندگان بر حق بودند، پس صحابه در جايگاهى كه امروزه اهل سنت براى آن قائلاند، نبودند و اگر بر حق نبودند: مىگوييم خطا و لغزش بر تكتك صحابه جايز است، چنانچه بر ما جايز است. ما ادعا نمىكنيم كه همه مسلمانان بر قتل عثمان اجماع كرده بودند، بلكه مىگوييم بسيارى از مسلمانان در آن شريك بودند. مخالف ما نيز مىپذيرد كه اين كار اشتباه و معصيت بود، پس خواهد پذيرفت كه خطا و معصيت بر صحابه جايز است و اين گفته، مطلوب ماست.
مغيرة بن شعبه، صحابىاى بود كه بر ضد وى ادعاى زنا شد و عدهاى نيز بر زناى وى شهادت دادند. عمر به سبب صحابى بودن او، منكر آن نشد و نگفت كه اين امرى محال و باطل است و ارتكاب زنا بر وى جايز نيست؛ چرا عمر شاهدان را انكار نكرد، و به شاهدان نگفت كه واى بر شما، چرا هنگام ديدن مغيره از او چشمپوشى نكرديد؛ زيرا خداوند خوددارى و چشمپوشى، از بدىهاى اصحاب پيامبر را بر (مسلمانان) واجب كرده است؟ همچنين، عمر نگفت كه چرا به خاطر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله او را رها