عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٩ - فصل دوم عدالت صحابه از ديدگاه ابن ابى الحديد و نقيب ابو جعفر
و قال:
خيركم القرن الذي أنا فيه، ثمّ الذي يليه،
بهترين شما معاصران من هستند، سپس به تدريج كسانى كه بعد از اينها مىآيند.
قرآن هم صحابه و تابعين را ستايش كرده و پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرمودهاند:
ما يدريك لعلّ اللّه إطّلع على أهل بدر،
حتما خداوند بر اهل بدر آگاهى داشته است كه فرمود: هرچه مىخواهيد انجام دهيد كه من شما را بخشيدم.
روايت شده است كه در حضور حسن بصرى سخن از جنگ جمل و صفين به ميان آمد؛ وى گفت: «خونهايى ريخته شد كه خداوند شمشيرهاى ما را از آن پاك گردانيد و ما زبانمان را به آن آلوده نمىكنيم، اتفاقاتى كه رخ داد از پيش چشم ما دور بود و حقايق امور از ما پنهان مانده است. براى ما سزاوار نيست كه در آن غور كنيم و اگر خطايى از آنان سر زده است بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله واجب و مطابق مروت است كه عايشه زوجهاش و زبير پسرعمهاش را و طلحه كه به دست خودش او را نگهداشت، حفظ كند».[١]
گذشته از اين، چه كارى [از صحابه سر زده است كه] لعن و بيزارى جستن از آنها را بر ما واجب كند. لعن كردن و بيزارى جستن چه ثوابى دارد؟ زيرا خداوند در روز قيامت از مكلف نمىپرسد كه چرا لعن نكردى؛ بلكه مىپرسد چرا لعن كردى؟
اگر انسانى در همه عمر، ابليس را لعنت نكند، عاصى و گنهكار نمىشود.
بهتر است انسان در عوض لعن، استغفار كند. چگونه براى عوام جايز است كه در امور خاص دخالت كنند؛ زيرا آنان اميران و پيشوايان اين امت بودهاند و ما در زمانى بسيار دور از آنها هستيم. درست نيست كه ما از آنها به بدى ياد كنيم.
[١] . در اينجا اين پرسش مطرح مىشود كه آيا حسن بصرى مىتوانسته است امرى را بر پيامبر واجب كند؟