عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٨ - فصل دوم عدالت صحابه از ديدگاه ابن ابى الحديد و نقيب ابو جعفر
حكيم بن جبلّه و مسلمانان صالحى كه همراه آن بودند، جنگيدند و قتل و خونريزى به راه انداختند.
اگر شكستن حرمت زهرا عليها السّلام و داخل شدن در خانه آن حضرت به منظور [ادعاى] كارى كه هنوز واقع نشده بود، جايز باشد، قطعا شكستن حرمت عايشه نيز جايز است.[١]
چگونه است كه شكستن حرمت عايشه از كبايرى است كه باعث مخلّد ماندن در آتش و برائت جستن از فاعل آن واجب مىشود و از بدترين عوامل نابودى ايمان است؛ اما كشف ستر فاطمه عليها السّلام و داخل شدن به خانه آن حضرت عليها السّلام و جمع كردن هيزم مقابل در منزل و تهديد به آتش زدن[٢] كه از بدترين عوامل نابودى دين است، موجب استحكام پايه اسلام بود و خداوند به سبب آن به مسلمانان عزت داد و آتش فتنه را خاموش كرده است؟! درحالىكه حرمت هردو يكى است و كشف ستر هم در يك درجه. يادآور مىشويم كه حرمت فاطمه بزرگتر و جايگاهاش بالاتر و حفظ حرمت او به خاطر رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله سزاوارتر است؛ زيرا او پاره تن پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و گوشت و بخونش از ايشان بود و مانند زوجه اجنبيه نبود كه تنها نسبت فاميلىاش پيوند زوجيت باشد. زوجيت پيوند عاريهاى بين زوجين است و با عقد هم مالك منفعت [بضع] مىشود، چنانچه با بيع و شراء مالك كنيز مىشود. به همين دليل در باب ارث مىخوانيم كه سبب توارث سه چيز است:
١. سبب؛ ٢. نسب؛ ٣. ولايت. بنابراين، منظور از «نسب»، نسبت خويشاوندى است و منظور از «سبب» نكاح است و منظور از ولايت هم ولايت عتق رقبه است.
نكاح خارج از نسب قرار داده شده و اگر زوجه داراى نسب مىبود، اقسام از سه به دو كاهش مىيافت.
[١] . البته كه سبب اصلى آن خود عايشه است.
[٢] . احمد بن يحيى بلاذرى، انساب الاشراف، ص ٥٧٦؛ احمد بن محمد بن عبدربّه، عقد الفريد، ج ٥، ص ٥١٢.