عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٨ - فصل دوم عدالت صحابه از ديدگاه ابن ابى الحديد و نقيب ابو جعفر
ابو بكر هنگام مرگش گفت: اى كاش خانه فاطمه را نمىگشودم، اگرچه در به انگيزه جنگ بر من بسته مىشد. او پشيمان شده بود. پشيمانى چيزى جز گناه كار دانستن خويش نيست.
شايسته است انسان عاقل، در تأخير ششماهه بيعت على عليه السّلام با ابو بكر پس از وفات حضرت زهرا عليها السّلام تأمل كند. اگر على عليه السّلام بر حق است، پس ابو بكر در نصب خويش براى خلافت دچار اشتباه شده است. اگر ابو بكر بر حق است، پس على عليه السّلام براى حاضر نشدنش در مسجد و تأخير ششماهه براى بيعت خطاكار است. ابو بكر هنگام مرگش گفت: چون از نظر خودم بهترين شما [عمر] را پس از خود خليفه قرار دادم، پس هريك از شما براى خلافت دماغ خود را چاق كردهايد و مىخواهيد كه خلافت از آن او باشد؛ زيرا ديديد كه دنيا به او روى آورده است؛ ولى بدانيد كه دنيا رفتنى است. قسم به خدا كه لباسهاى قيمتى و ابريشم از شما گرفته مىشود. آيا اين [كلام] ابو بكر طعنهاى بر صحابه و تصريح به اينكه آنان به عمر حسد مىورزند نيست؟
پس از اينكه ابو بكر عمر را براى جانشينى تعيين كرد، طلحه به او گفت: اگر پروردگارت از تو بپرسد [چرا] مردى بدزبان و بداخلاق و سنگدل را سرپرست مردم قرار دادى، خدا را چه پاسخ مىدهى؟
ابو بكر گفت: راحتم بگذاريد، راحتم بگذاريد، [مرا از اين حرفها نترسانيد] مرا از خدا مىترسانيد؛ هرگاه از من سؤال شود، مىگويم: بهترين مردم تو را ولى آنان قرار دادم. سپس طلحه دشنامى داد كه بسيار نقل شده است، آيا سخن طلحه طعنه بر عمر نيست، يا سخن ابو بكر طعنه بر طلحه نيست؟
مشهور است كه بين ابى بن كعب و عبد اللّه بن مسعود نزاعى رخ داد، بهگونهاى كه هريكى ديگرى را از پدرش نفى كرد [همديگر را زنازاده خواندند]؛ اين سخن ابى بن كعب نيز مشهور است كه گفت: اين امت از هنگامى كه پيامبرشان را از دست داد،