عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٧ - فصل سوم غلو و غاليان
به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله در حق صحابه غلو و آن حضرت را فردى معرفى كردهاند كه بىدليل مردم را ناسزا مىگويد. (نعوذ باللّه)
راز اصلى اين غلوها و مبالغههى بيهوده اين است كه گروهى از علماى اهل سنت گمان مىبرند كه با بطلان عدالت صحابه و تعليق عدالت آنها بر مبناى عمل و رفتارشان، پايه و اساس مذهبشان از بين مىرود و هيچ راهى جز راه اهل بيت عليهم السّلام پيش روى آنان باقى نمىماند؛ ازهمينروى، بنا را بر انكار، امتناع و دورى از آن گذاشتهاند.
حال بايد بررسى شود كه آيا چنين گمان و پندارى صحيح است يا نه؟
از جمله چيزهايى كه غلو غاليان را باطل مىسازد نقل ابن ابى مليكه است كه مىگويد: من سى نفر از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را درك كردم و همگى آنان از نفاق بر خودشان مىترسيدند و هيچيك از آنها نمىتوانستند بگويند به آنچه جبرئيل آورده و ميكائيل بر آن بوده است، ايمان دارند.[١]
غلو را به جايى رساندهاند كه كودكان بر آنها مىخندند؛ نقل كردهاند كه مردى در كنار قبر حجر بن عدى بن حاتم مردى را ديد كه به شدت گريه مىكرد، گمان برد از شيعيان است. از وى پرسيد چرا گريه مىكنى؟ پاسخ داد بر مولايمان حجر رضى اللّه گريه مىكنم.
پرسيدند: او را چه كسى كشته است؟
پاسخ داد: مولايمان معاويه رضى اللّه عنه او را كشته است!
سؤال كرد: براى چه او را كشت؟
پاسخ داد: چون او از لعن مولايمان على عليه السّلام خوددارى مىكرد!
شخص سؤالكننده گفت: من هم به حال تو گريه مىكنم رضى اللّه عنك!
ابن حجر جامد الفكر در صواعق از ترمذى، و ضياء از جابر نقل مىكند: پيامبر صلّى اللّه عليه و اله
[١] . ابو عبد اللّه البخارى، صحيح بخارى، جزء ١،( كتب ايمان)، ص ٩٣.