عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٨ - فصل پنجم بنى اميه در كتاب هاى ابن حجر هيتمى
امام حسن عليه السّلام فرمود: بنابراين، من خدا را سپاس مىگويم كه شما را از كسانى قرار داد كه از حضرت على عليه السّلام دورى مىكنيد؛ زيرا هرسه ملعونين به زبان پيامبر صلّى اللّه عليه و اله هستند.[١]
در حديثى با سند صحيح آمده است: پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله در خواب ديد كه سى نفر از بنى اميه بر روى منبر آن حضرت همچون ميمون بر روى هم مىپرند. اين خواب، پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را ناراحت و اندوهگين كرد بهگونهاى كه هرگز نخنديد تا از دنيا رفت.[٢]
به سند حسن روايت شده است كه مروان به عبد الرحمان بن ابى بكر گفت: تو همان كسى هستى كه آيه وَ الَّذِي قالَ لِوالِدَيْهِ دربارهاش نازل شده است. عبد الرحمان به او گفت: «دروغ گفتى، ولى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله پدرت را لعنت كرده است».[٣]
ابن حجر از رسول خدا نقل مىكند:
إنّ أهل بيتي سيلقون بعدي من أمّتي قتلا و تشريدا، و إنّ أشّد قومنا بغضا بنو أميّة و بنو المغيرة و بنو مخزوم،
[٤]
اهل بيتم پس از من از به دست امتم، به قتل و آوارگى مبتلا مىشوند. همانا پركينهترين قوم، بنى اميه، بنى مغيره و بنى مخزوماند.
حاكم، اين حديث را صحيح دانسته است و به جمهور اعتراض مىكند كه چرا برخى راويان آن را ضعيف شمردهاند.
ابن حجر احاديث ديگرى نيز در كتاب خود آورده است، مانند:
من أبغض أحدا من أهل بيتي حرّم شفاعتي،
هركس فردى از اهل بيت مرا مورد غضب قرار دهد، شفاعتم بر او حرام است.
[١] . احمد بن محمد بن حجر الهيتمى، الصواعق المحرقه، ص ٣٥٦.
[٢] . همان، ص ٣٥٣؛ فخر الدين محمد بن عمر التميمى الرازى، تفسير كبير، ج ٢٠، ١٨٨.
[٣] . احقاف، آيه ١٧.
[٤] . محمد بن عبد اللّه حاكم نيشابورى، المستدرك على الصحيحين، ج ٤، ص ٥٣٤.