عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٤ - فصل چهارم صحابه مرتد
را مىبينم؛ قسمخ به خدا من از اينكه شما بعد از من مشرك شويد نمىترسم؛ من از اين مىترسم كه شما به خاطر دنيا [حب جاه] با يكديگر رقابت كنيد.
در سند ديگرى آمده است كه از اين مىترسم بر يكديگر برترى جوييد و بكشيد و در نهايت هلاك شويد. اين آخرينبارى بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله را بر منبر ديدم.
حديث بر اين دلالت مىكند كه سبب ارتداد و منع از حوض، رقابت اصحاب بر سر كسب دنيا و حب جاه بوده است.
- از ابن مسعو روايت شده است: كه در صحراى عرفات پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرمودند:
ألا و إني فرطكم على الحوض و أكاثر بكم الأمم فلا تسوّد و وجهي! ألا و إنّي مستنقذ أناسا و مستنقذ منّي أناس فأقول: يا ربّ أصحابي، فيقول: إنّك لا تدري ما أحدثوا،
[١]
من قبل از شما در كنار حوض كوثر مىايستم و به فراوانى شما بر امّتهاى ديگر فخر مىكنم، پس مرا پيش آنان روسفيد كنيد. آگاه باشيد كه من براى گروهى طلب نجات مىكنم و گروهى از من طلب نجات مىكنند. پس از آن من مىگويم: پروردگارا اصحابم! گفته مىشود كه نمىدانى اصحابت بعد از تو چه كردند.
برخى غاليان در حق صحابه مىگويند: از ديدگاه اهل سنت مرتدان جزو صحابه به شمار نمىآيند، زيرا آنان در حالت كفر از دنيا رفتهاند؛ درحالىكه سخن اهل سنت درباره عدالت صحابهاى است كه با ايمان و عمل صالح از دنيا رفتهاند.[٢]
به باور نگارنده، اين اقرار درستى است كه شخص اقراركننده بايد مرتدان را از ديگران جدا كند.
- از ابى هريره روايت شده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرمودند:
بينا أنا نائم إذا زمرة حتى إذا عرفتهم خرج رجل من بيني و بينهم فقال: هلمّ، فقلت
[١] . سنن ابن ماجه، ج ٢، ١٠١٦.
[٢] . عبد العزيز دهلوى، تحفة الانثى عشريه، ص ٣٢٨.