عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٦ - درآمد
مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ[١] قرار گرفتهاند؛ بنابراين بايد آنان نيز جرح و توثيق شوند و همچون ديگران درباره فردفردشان آنان بررسى صورت گيرد؛
ج) همه صحابه، به جز شمار اندكى، پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله مرتد شدند؛ به بيان ديگر، همه صحابه، مگر تعداد اندكى، فاسق و ناعادلاند.
نقد و نظر: احتمال اخير باطل است و شايد اصلا طرفدارى در ميان امت اسلامى نداشته باشد؛ تنها اهل جدل و دشمنى، پس از ناتوانى از آوردن دليل، جانب مقابل خود را به اين عقيده متهم مىكنند.
بنابراين، بحث اين است كه آيا همه صحابه عادلاند و فاسقى در ميانشان وجود ندارد، چنانكه مشهور اهل سنت به آن قائل شدهاند. و يا اينكه برخى عادلاند و برخى ديگر ناعادل كه اين باور شيعه امامى است؛ يعنى نزاع درباره عدالت صحابه منحصر در موجبه كلّيّه و سالبه جزئيّه است؛ در باور اهل سنت همه صحابه عادلاند، اما اماميه مىگويد: برخى اصحاب عادل نيستند، ولى كسى كه قائل به سالبه كلّيّه (نفى عدالت از تمامى صحابه) باشد، وجود ندارد.
گفتنى است شيعيان، صحابه را تكفير نمىكنند؛ ازاينرو، اين شيوه برخى علماى اهل سنت كه چون در اثبات عدالت جميع صحابه از قرآن، سنت و عقل درمىمانند به افتراء مىگويند: شيعيان به جز شمارى اندك، بقيه صحابه را تكفير مىكنند؛ نادرست است؛ مثلا عضدى مىگويد:[٢] اماميه صحابه را تكفير مىكند؛ اسفراينى ادعا مىكند:[٣] همه فرقههاى شيعه بر تكفير صحابه اتفاق نظر دارند و ادعا مىكنند قرآن تغيير كرده است و صحابه در آن زياده و نقصان وارد ساختهاند. ادعاهايى از اين دست فراوان است. خداوند متعال آنان را به سبب بهتان و كذبشان كيفر دهاد.
[١] . فرقان، آيه ٤٣.
[٢] . عضد الدين عبد الرحمان اللاهيجى، المواقف، ج ٣، ص ٦٧٨.
[٣] . عبد الرحمان بن محمد اسفراينى، التبصير فى الدين، ج ١، ص ٤١.