عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٦ - فصل دوم عدالت صحابه از ديدگاه ابن ابى الحديد و نقيب ابو جعفر
متوسط از دشمنى با خدا باشد به اين كيفيت كه نه آنان را دوست بدارد و نه از آنان بيزارى جويد، اجماع مسلمانان نيز اين واسطه را نفى مىكنند.
امّا اينكه گفته است: «بهتر است به جاى لعنت استغفر اللّه بگويد» بايد توجه داشت كه اگر بدون لعن و اعتقاد به وجوب لعن، استغفار كند، استغفارش براى او نفعى ندارد و از او قبول نمىشود؛ زيرا او با خوددارى از لعن كسانى كه خداوند لعنشان را واجب كرده، امر خداى- عزّ و جلّ- را مخالفت كرده است، و توبه كسى كه از برخى گناهان استغفار مىكند، ولى برخى معاصى را مصرانه انجام مىدهد، پذيرفته نمىشود. اما كسى كه در طول عمرش ابليس را لعنت نكرده [است]، اگر معتقد به وجوب لعن ابليس نباشد، كافر است و اگر معتقد به وجوب لعن ابليس باشد، ولى لعن نكند، خطاكار است.
[نكته مهم] اين است كه بين ترك لعن شيطان و لعن رؤس ضلال منحرفين امت اسلامى مانند: معاويه و مغيره و امثال اين دو، بايد فرق قايل شد؛ زيرا اگر يكى از مسلمانان از لعن شيطان خوددارى كند، هيچ شبههاى در پى ندارد، ولى خوددارى از لعن رؤس ضلال و مانند آنها در ميان بسيارى از مسلمانان ايجاد شبهه مىكند و دورى از آنچه باعث شبهه در دين مىشود، واجب است.
به همين دليل است كه خوددارى از لعن ابليس شبيه خوددارى از لعن رؤس ضلال و مانند آنها نيست.
شيخ ابو جعفر گفت: سپس به مخالفان گفته مىشود كه به نظر شما آيا اگر كسى بگويد چون كارهاى يزيد بن معاويه و حجاج بن يوسف در زمانى قبل از ما اتفاق افتاده [است]، پس سزاوار نيست كه در ماجراى آنها كنجكاوى كنيم و سزاوار نيست آنها را لعن و با آنان دشمنى كنيم و از آنان بيزارى جوييم، اين سخن مثل اين است كه بگوييم درباره كارهاى معاويه و مغيرة بن شعبه و مانند آن دو نبايد تحقيق و كنجكاوى كرد؟ زيرا كار لغو و بىمعنايى است.