عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٥ - فصل دوم عدالت صحابه از ديدگاه ابن ابى الحديد و نقيب ابو جعفر
لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ؛[١]
خداوند از مؤمنان هنگامى كه زير آن درخت با تو بيعت كردند راضى و خشنود شد.
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ؛[٢]
محمد صلّى اللّه عليه و اله فرستاده خداست و كسانى كه با اويند در برابر كفار سرسخت و شديدند و در ميان خود مهرباناند.
روايت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله
«إن اللّه إطلع على أهل بدر ... أعملوا ما شئتم»[٣].
تمام آنچه در حديث، البته به شرط صحيح بودن آن، و آيات درباره اصحاب آمده، به شرط عاقبت به خير شدن آنان است؛ زيرا بر مولاى حكيم (خداى عزّ و جل) جايز نيست كه به يك مكلف غير معصوم بگويد: هرچه مىخواهى انجام بده؛ زيرا هيچگونه عذابى برايت در پى نخواهد داشت.
با دقت و بررسى منصفانه زندگى صحابه، هر شخص درمىيابد كه آنان انسانهايى همچون ما بودند. هرآنچه بر ما روا باشد، بر آنان نيز رواست و هيچ تفاوتى بين ما و آنان نيست، جز اينكه آنان صحابه بودند؛ از اين نظر، شرافت و جايگاه دارند؛ ولى نه به اندازهاى كه هركس پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را ديده باشد، يا به اندازه يك روز، يك ماه يا بيشتر از آن همراه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله بوده باشد، از خطا و لغزش مصون شود.
اگر چنين بود، نيازى نبود كه براى برئت عايشه آيه نازل شود؛ زيرا پيامبر صلّى اللّه عليه و اله از ابتدا مىدانست اهل «افك» دروغ مىگويند؛ زيرا عايشه زوجه آن حضرت است و همراهى او با پيامبر صلّى اللّه عليه و اله بيشتر از همه بود. از آنجايى كه صفوان بن معطل از صحابه بود، سزاوار نيست كه سينه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله از شايعه او تنگ شود و دچار غم و اندوه شديد
[١] . فتح، آيه ١٨.
[٢] . همان.
[٣] . پيش از اين حديث ذكر شد.