عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٨ - فصل سوم غلو و غاليان
خارج از دين اسلام مىداند و آنان را بدتر و خبيثتر از دشمنان ناصبى اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله مىشمارند. زيرا ناصبى به مقام امامت توهين مىكند؛ ولى غاليان، به مقام ذات پروردگار يگانه؛
٢. دستهاى ديگر در حق صحابه غلو مىكنند و آنان را عادل و مصون از خطا مىدانند، بهگونهاى كه معتقدند معصيت، هيچ ضررى به عدالت آنان نمىرساند و همچنان بهشتى باقى مىمانند، هرچند پيامبر صلّى اللّه عليه و اله از ارتداد گروهى از آنها و جهنمى بودن آنها خبر داده باشد. آنان در تعظيم صحابه به اندازهاى مبالغه مىكنند كه به مقام رسالت توهين كرده و به منكر محسوسات مىشوند. بخش بزرگى از اهل سنت بر اين باورند.
ما در اين فصل نمونههايى از غلو آنان را در حق صحابه بيان مىكنيم. از خداوند متعال پاكى و درستى را براى همگان خواهانيم
برخى غاليان مىگويند:[١] قرآن حق است، پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و آنچه آن حضرت آورده حق است. صحابه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را درك كردهاند و قرآن و سنت هم به واسطه آنان به ما رسيده است آنها گواهان بر كتاب و سنت كسانى كه حتى يكى از صحابه را تنقيص مىكنند، در پى جرح شاهدان عينىاند؛ تا كتاب و سنت را باطل كنند. چنين افرادى زنديق و بىديناند؟!
به نظر نگارنده، در اين عبارات درهمپيچيده چيزى جز آميختن حق و باطل و اثبات باطل با حق و سپس چيز ديگرى به جز دشنام به جاى رجوع به عقل و دين نيست.
حق اين است كه اثبات ادعاهايى مثل اينكه هركس پيامبر، را ديده يا پيامبر او را ديده عادل است، با عقل و دين سازگارى ندارد. تنها راهى كه مىماند، فحش و تزوير
[١] . الاصابة فى تمييز الصحابه لابن حجر، ص ١٩.