عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٧ - نقد و نظر
در نگاه كلى، اگر ابن حجر اسلام و ايمان را در صحابى بودن معتبر بداند، پس براى تصحيح اسلام و ايمان، تمييز نيز شرط است؛ البته بر اساس نظر صحيح، مميز بودن در صحت اسلام و ايمان كافى است، اما طبق نظريه ديگر كه بلوغ را شرط صحت اسلام و ايمان مىداند، بلوغ شرط خواهد بود و اگر تمييز را شرط نمىداند، در اين صورت، اسلام و ايمان نيز از اعتبار ساقط مىشود؛ زيرا اسلام و ايمان بدون قدرت تشخيص معنا ندارد.
همچنين، ابن حجر گفته است صحابى هنگام ملاقات بايد مؤمن باشند و بر دين اسلام بميرند.
اين تعريف مغالطهآميز، ضعيف و فاسد است؛ زيرا آنچه از ظاهر اين تعريف برمىآيد، صحابى كسى است كه فقط در وقت ملاقات مؤمن و معتقد به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله باشد و مداومت ايمان شرط صحابى بودن نيست و اقرار، خود به تنهايى كفايت مىكند؛ هرچند ايمان و اعتقاد زايل شود؛ زيرا اسلام تنها اقرار زبانى است، درحالىكه ايمان به معناى اعتقاد قلبى است، خداوند متعال مىفرمايد:
قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ إِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ؛[١]
اعراب گفتند: ما ايمان آورديم، به آنان بگو ايمان نياوردهايد، ولى بگوييد اسلام آوردهايم، تا هنوز ايمان در قلبهايتان جارى نشده است.
اگر مقصود، ظاهر لفظ آيه شريفه باشد، تا ايمان كسبى ثابت نشده است، نمىتوان حكم به صحابه بودن او كرد.
[١] . حخجرات، آيه ١٤.