عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٧ - فصل دوم آياتى در نكوهش گروهى از صحابه
چكيدهى مطالب دو فصل گذشته.
از آيات كريمهاى كه در دو فصل گذشته بيان شد مطالب زير به دست مىآيد:
١. عدالت فردفرد صحابه چنانكه ادعا مىشده است، بههيچروى از قرآن كريم ثابت نمىشود؛
٢. چنانچه از ظاهر آيات كريمه در فصل دوم به دست مىآيد، شمارى از صحابه عادل نيستند؛
٣. قدر متيقن منظور از سه آيه نخستين فصل اول اين است كه «مؤمنين سابقين اولين» از مهاجر و انصار، در ظاهر عادلاند؛ بنابراين، آثار عدالت بر آنان مترتب مىشود؛ همچون قبول حديث آنها از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله، اما اجتهادشان را نمىتوان پذيرفت؛ زيرا مجتهد گاهى در اجتهادش خطا مىكند و گاهى به حق مىرسد؛ افزون بر آن، مجتهد بودن همه آن بزرگواران در شريعت ثابت نيست.
همچنين به حسن حال كسانى حكم مىكنيم كه با پيامبر صلّى اللّه عليه و اله أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ بودهاند. البته، چنانكه بحث آن گذشت، ما آنان را به عينه و با همه صفات نمىشناسيم.
حال حكم كردن به عدالت فردفرد از اين سابقين مشروط به دو باور است:
١. در زمره اولين بودن فردفرد آنان ثابت شود كه ديدگاهها در تعريف «اولين» بيان شد؛ بنابراين، حكم به عدالت آنان به احراز اين موضوع بستگى دارد.
دليل خاصى بر انحراف آنان از حق به سبب پيروى هواى نفس نيست و روشن است عدالت، رضوان الهى و دخول بهشت، قطعا، مشروط به داشتن ايمان و تقواست؛ البته جايز است فاسق به فضل و كرم الهى داخل بهشت شود؛ ولى باقى بودن بر عدالت با فسق ممكن نيست؛ همانگونه كه دخول جنت با كفر ممكن نيست؛ بنابراين، اگر انحراف يكى از «سابقين اولين» به دليل معتبرى ثابت شود، وى را به سبب جمع ميان ادله از مطلق يا عام «اصالة العدالة» خارج مىكنيم.
بسا ممكن است گفته شود «سابقين اولين» و حتى مطلق صحابه عادلاند و عدالت