عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٩ - فصل دوم آياتى در نكوهش گروهى از صحابه
أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً؛[١]
آيا اگر پيامبر بميرد يا كشته شود، از عقيده خود برمىگرديد؟ و هركس از عقيده خود برگردد، هرگز هيچ زيانى به خدا نمىرساند.
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ؛[٢]
اين بدان سبب است كه آنان ايمان آورده، سپس به انكار پرداختهاند و در نتيجه بر دلهايشان مهر زده شد و ديگر نمىفهمند.
با وجود اين نمىتوان به عدالت همه اصحاب حكم داد.
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ* وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ؛[٣]
و خبر [بلعم باعورا] را كه آيات خود را به او داده بوديم، براى آنان بخوان كه از آن عارى گشت؛ آنگاه شيطان او را دنبال كرد و از گمراهان شد و اگر مىخواستيم قدر او را به وسيله آن آيات بالا مىبرديم؛ اما او به زمين دنيا گراييد و از هواى نفس خود پيروى كرد؛ ازاينرو، داستانش چون داستان سگ است ... اين مثل آن گروه است كه آيات ما را تكذيب كردند. پس، اين داستان را براى آنان حكايت كن شايد كه آنان بينديشند.
بهتر است بار ديگر آيات تقرير شده در فصل دوم را بخوانيد تا روشن شود سركشى و طغيان پس از هدايت، سنتى تاريخى است كه ريشه در سرشت بشر دارد:
[١] . آل عمران، آيه ١٤٤.
[٢] . منافقون، آيه ٣.
[٣] . اعراف، آيات ١٧٥ و ١٧٦.