عدالت صحابه در پرتو قرآن، سنت و تاريخ - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٥ - بررسى و نقد تعريف ابن حجر
اما نه آنها پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را ديدهاند و نه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله آنها را، آيا تعريف مزبور شامل اين گروه مىشود يا نه؟ پيچيدگى و ابهام دارد.
٢- بلوغ و تمييز را جزو شروط صحابه نياوردهاند؛ ازاينرو، تعريف مجمل و مبهم است، البته از فحواى كلمات ايشان كه در پايان بحث تعريف صحابى مىآورند، فقط شرط تمييز استفاده مىشود و شرط بلوغ از آن دريافت نمىشود؛ زيرا در پايان فصلى كه براى تعريف صحابى اختصاص مىدهد، چنين مىگويد: گروهى از علما به طور مطلق، هركس كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را ديده است، صحابى شمرده مىشود. از آنجا كه تا كسى به سن تمييز نرسد، نسبت رؤيت به او صحيح نيست، پس ملاقاتكننده بايد مميز باشد؛ اما پس از اين فصل نكتهاى را يادآور مىشوند: از اين نظر كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله او را ديده، صحابى بودن بر وى صدق مىشود. البته از نظر روايت در جزو تابعين شمرده مىشود.
اين گفتهها صراحتا متناقضاند؛ زيرا به طور قطع ايمان و اسلام را نمىتوان به غير مميز نسبت داد، همانگونه كه رؤيت را نمىتوان به غير مميز نسبت داد؛ درحالىكه ايمان و اسلام در تعريف صحابه شرط شدهاند كه اين تناقضى آشكار است؛ بههرحال، از اين كلمات به دست مىآيد كه مراد از ملاقات، ديدن است و در صدق صحابى بودن، ديدن يك طرف، طرف ديگر را، كفايت مىكند.
ابن حجر در مقدمه كتاب خود، قبل از تعريف صحابى گفته است: قسم دوم درباره اطفال برخى صحابه است كه در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و اله به دنيا آمدهاند در شمار صحابه مىباشند؛ زيرا هرچند برخى آنان هنگام رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله از سن تمييز كمتر بودهاند، ظن غالب اين است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله آنان را ديدهاند؛ زيرا انگيزههاى فراوانى وجود دارد كه اصحاب فرزندانشان را براى كام برداشتن، تبرك و نامگذارى خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله مىبردهاند و همين باعث مىشود آنان را در شمار صحابه آوريم.