رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٨٥ - تعدد مراجع
٤- من نمىتوانم آنچه در دل دارم اين جا بنويسم خصوصا اگر تفصيل كلام منجر به تأليف يك كتاب شود كه خيلى خطرناك مىشود؛ ولى از ذكر يك نكته ناگزيرم كه مدعيان مرجعيت در عصر ما، به بيشتر از يك صد تن مىرسند با اتفاق همه بر اشتراط اعلميت در مرجع، يا موجب فسق آنان و يا موجب سفاهت آنان است.[١]
٥- يك دانشمند دلسوز به سهم امام (ع) حساب كند كه چند درصد وجوهات به مصارف اطرافيان و مروجين اين مراجع، و به مصارف طبع توضيح المسايل ها و كرايه ساختمان هاى متنوع براى احترام و تقويت عناوين ثانوى (پوچ) مىرسد؛ و چند درصد به مصرف محصلين مستحق و تقويت؟ خدا بر همه رحم كند.
بر افراد وجهات قدرت واجب است با كمال آرامى و حوصله مندى و به دور از عجله و تكبر، براى رضاى خداوند اقدام كند و جلو ريشه همه فساد ها را كه تعدد مرجعيت است بگيرند، تا طشت رسوايى از بام نيفتد.
٧- به طور كلى از بين بردن تعدد و تثبيت توحيد مرجعيت در حوزه هاى علمى يك امر انقلابى و كودتايى نيست كه يك برنامه اصطلاحى مقرون به مراعات ظرافت ها است به شرطى كه مدت آن را صد سال و پنجا سال فرض نكنيم، و حد اكثر تطبيق برنامه در پنج سال، عملى و كامل شود.
٨- در سلسله مقامات علمى پس از ده سال درس خارج، امتحان دقيق علمى براى همه آنانىكه قصد اجتهاد را دارند در نظر گرفته شود، و براى آنانى كه با نمره هفتاد كامياب شده اند، درجاتى با القاب مشخص مد نظر گرفته شود، كه از
[١] - فسق از ناديده گرفتن عمدى شرط مذكور، و سفاهت از اعتقاد همه اين صد نفر به اعلميت خود از ديگران است؛ نعوذ بالله.