رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠ - ب تعصبات مذهبى
مذهب و مستلزم فحش و توهين و افتراء ودروغ شده و موجبات فسق متعصبين مىشود و از همكارى بين مسلمانان جلوگيرى مىكند.
متعصّبين مذهبى غالبا افراد كم معلومات به دين وكم عقل و لجباز هستند كه در مورد انجام وظايف دينى خود تفريط مىكنند، ولى در مورد دشمنى وكينه توزى و بزرگ كردن تفاوت هاى جزئى و فرعى مذهبى افراط مىنمايند. و غالباً افراطكارى به خاطر دلسوزى به مذهب نيست، بلكه براى سربلندكردن خود و جاه طلبى بين پيروان ناآگاه آن مذهب صورت مىگيرد، يعنى به بدترين گناه دينى رياءكارى و متدينتر نشان دادن خود اينكار هارا انجام مىدهند وگاهى هم به خاطركمك هاى ذلت بارخارجىكه گاهى بىواسطه وگاهى توسط دست هاى ديگر به آنان مىرسد.
|
خواجه پنداردكه طاعت مىكند |
غفلة بر خويش لعنت مىكند |
|
اينان دل هاى مسلمانان مخلص ولى ناآگاه وكم اطلاع را به هم دينان شان پر از كينه و خشم و عداوت مىكنند و به هيچ و پوچ به تكفير مسلمانان بهتر از خود مبادرت مى ورزند و كتاب هاى بى محتواى مخالف دين و مذهب خودشان را در عين بىسوادى مىنويسند و فتوى مىدهند، فتواهاى خلاف شرع و احياناً افترائات بىمورد به پيروان مذاهب ديگر نسبت مىدهند و زندگانى را به كام هم مذهبان خود و مسلمانان ديگر تلخ مىكنند.
اين دسته غالباً از كم علمى و غرورمندى خود شكار استخبارات دولت هاى فاسق يا كافر مىشوندكه به وسيله پول آنان را در راستاى منافع پليد سياسى خود به كار مىاندازند، و در حالىكه سران اين حكومت ها و مسئولين دواير امنيتى (امنى) هيچ تقيدى به دستورات اسلامى ندارند، اين دواير افراد متعصب را به نام مذهب فريب مىدهند و خون ريزى و فساد را دركشور ديگر به راه مىاندازند تا