رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٥ - وجود قاصر در اصول دين
و در آيه ديگر آمده: «وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ». (البقرة/ ١٤٦).
هم چنين در جاى ديگر مى فرمايد: «وَ يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (المجادلة/ ١٤).
و امثال اين آيات مباركه كه مى گويد كفار با آنكه به آيات ما يقين داشتند آن ها را انكار كردند، و حق را با اين كه به آن علم داشتند پنهان مى سازند، و با علمىكه دارند به دروغ سوگند ياد مىكنند.
دسته دوم به نبوت و رسالت مرسلين- فرستادگان خدا- و دين ها و شرايع آسمانى علم نداشته و ندارند، ولى مى گويند ما در مورد دين و صحت و سقم آن ها وقت خود را صرف نمىكنيم كه كار بيهوده و ضياع عمر است؛ چون از دين فايده و منفعت مادى به دست نمى آوريم، و تأثيرى نمىكند كه دين از جانب خداوند باشد و يا ساختگى بشر، ما به آن ايمان نمى آوريم؛ اينان به اسم جاهل مقصر شناخته مىشوند.
هردو طايفه- كافر معاند و متعمد و كافر جاهل مقصر- از نظر عقل مستحق عقاب اخروى هستند. بلى عقاب مقصرى كه خداوند مىداند اگر تتبع و فحص و سوال و تحقيق هم بكند بازهم به دين حق نمىرسد و يا به يك دين باطل ديگرى اعتقاد پيدا مىكرد، استحقاق عقاب او عقلا كمتر از كافرى است كه اگر تحقيق مىكرد به دين حق خداوند مىرسيد. (دقت كنيد).
ولى اين دو دسته به هر تعدادى باشند در غيبت انبياء (ع) زياد نيستند.
دسته سوم جاهلان قاصر هستند كه آمادگى پذيرش دين خدا را در فرض علم دارند، ولى از نظر عقل و ادراك و يا شرايط متعدد محيط بد خود يا قدرت فحص را ندارند و يا احتمال صحت دين خدا را نمىدهند.
در اين دسته فرق بين عوام الناس غافل و متخصصين علوم تجربى و علوم