رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٧٣ - سخنى در باره مولوى هاى پاكستان
سخنى در باره مولوى هاى پاكستان
پاكستان سرزمينى كه در موقع آزادى هند از استعمار دو قرن انگليس، به نام مسلمانان در سال ١٩٤٨ م به نام جمهورى اسلامى پاكستان استقلال يافت و غالب مسلمانان از استقلال آن خوشنود شدند.
ولى محمد على جناح قايد اعظم با همراهان و دوستان خود از اسلام اعتقادى و فقهى و سياسى و اقتصادى، درك متوسطى هم نداشتند و تنها با ذكر نام اسلام پاكستان را با قوانين غربى و غير اسلامى به وجود آوردند و بسيارى از علماى دينى آن خطه كه در زير سايه استعمار انگليسى ها بزرگ شده بود، از اسلام فقط نماز خواندن را مى دانستند و معلومات بسيار اندكى از اصول و فروع نداشتند و حتى خيلى از زنان و دختران فاميل اين دسته بى حجاب بودند كه يك امر عادى بود.
اين فقر علمى و فرهنگى دينى بين اهل سنت و اهل تشيع آن جا مشهود بود و زندگانى اجتماعى و فرهنگى هندو و سيك و مسلمان باهم آميخته بود.
مولى هاى شيعه و سنى در بى خبرى از دين، دچار افراط و تفريط بودند كه نه مصلحت مى بينم و نه حوصله دارم كه تفصيل ان را بنويسم.
پيروزى انقلاب اسلامى ايران در آشنايى و معرفت دينى پاكستانى هاى شيعه، به وسيله محصلين علوم دينى كه در ايران و عراق (نجف اشرف) درس خوانده بودند، تا حدودى تأثير كرد و مردم تا حدى از شر مولوى هاى نادان شيعه دور شدند؛ كه سروكار من در مدتى كه در پاكستان بوده ام با همين محصلين و پيروان آنان بود، خصوصا در دروان جهاد افغانستان.
ولى به مدارس اهل سنت پاكستان از جانب جامع الازهر مصر توجهى نشد. دولت هاى پاكستان از جناح گرفته تا نواز شريف صدر اعظم فعلى پاكستان (سال ١٣٩٤ ش= ٢٠١٥ م) نه از دين معلوماتى داشتند و نه علاقه ى به ترويج آن، همه