رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٧ - اشعار ناصرالدين شاه قاجار
|
شاها به تولاى تو در عهد عنوديم |
بر ياد لب لعل تو ما سير مكيديم |
|
|
اى حجت حق پرده ز رخسار بر افگن |
كز هجر تو ما پيرهن صبر دريديم |
|
|
اى دست خدا دست بر آور كه ز دشمن |
بس ظلم بديديم و بسى طعنه شنيديم |
|
|
شمشير كجت راست كند قامت دين را |
هم قامت ما را كه ز هجر تو خميديم |
|
|
شاها ز فقيران درت روى مگردان |
بر درگهت افتاده به صد گونه اميديم |
|
ازدواج دوم بنده در كربلا
ثمره اين ازدواج در كربلا زينب و حسن و فاطمه و جعفر و حسين بود كه اول در نو جوانى در قندهار و اخير در كودكى در نجف اشرف فوت كرده است، و سه تن ديگر بحمدالله زنده اند، من در ولادت و وفات حسين كه درنجف واقع شد در قندهار بودم و لذا من او را به چشم نديدم اميد است شافع يوم قيامت باشد. و مادر آنان در سن هشتاد و چند سالگى در قم درگذشت. و ثمره ازدواج اول عبدالله و حفيظ الله و حبيب الله بود. و مادر آنان در تصادفى از دنيا چشم پوشيد و در دوران جهاد در اطراف تهران دفن گرديد. و ثمره ازدواج سوم چهار دختر و يك پسر هستند كه همه زنده اند.
اشعار ناصرالدين شاه قاجار
|
عشق بازى كار هر شياد نيست |
اين شكار دام هر صياد نيست |
|
|
عاشقى را قابليت لازم است |
طالب حق را حقيقت لازم است |
|
|
عشق از معشوق اول سر زند |
تا به عاشق جلوه ديگر كند |
|
|
شاهد اين مدعى خواهى اگر |
بر حسين و حالت او كن نظر |
|
|
روز عاشور در آن ميدان عشق |
كرد رو را جانب سلطان عشق |
|