رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٦ - وجود قاصر در اصول دين
انسانى نيست، و منافاتى ندارد كه فرد يا افرادى در يك رشته دانشمند كامل باشند و در مورد ديگر چه دين و چه علوم ديگر جاهل قاصر باشند.
بلكه ممكن است اكثر دانشمندان دينى در نرسيدن به دين و يا مذهب حق خداوند جاهل قاصر باشند، زيرا از كوچكى به حقانيت دين خود متيقن شده و فعلا احتمال بطلان دين و يا مذهب خود را نمى دهند.[١]
اين دسته به نظر نگارنده اكثريت جاهلين به خداوند (ج) و صفات او و به انبياى بزرگوار و شرايع آسمانى و شريعت حق فعلى را تشكيل مى دهند.
اين موضوع براى هر عاقلى كه با مردم و نوشته هاى مؤلفين گذشته و حاضر سروكار داشته باشد، آشكار است.
به اين آيات مباركه از باب نمونه توجه نماييد:
١- «بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ». (الأنبياء/ ٢٤).
مدلول آيه شريفه دو مطلب است:
اول كه اكثريت حق را نمىدانند.
دوم كه همين نادانى و عدم علم، عامل اعراض و روگردانى آنان از حق شده است؛ چنانچه اين مطلب از كلمه «فاء» در كلمه «فهم» به دست مىآيد.
٢- «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ». (التوبة/ ٦). مشركين قومى هستند كه نمىدانند.
٣- «وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ». (الجاثية/ ٢٦).
٤- «وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ». (الأنعام/ ٣٧). اكثر اينانى كه تو را تكذيب مىكنند نمىدانند.
[١] - ديروز( ١٢/ ٤/ ١٣٩٤ ش) متوجه شدم كه امام خمينى مرحوم نيز اين نظريه را پذيرفته اند، به المكاسب المحرمة، ج ١، ص ١٣٣ مراجعه شود.