رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨١ - واژه هاى فارسى
هركى را كه بخواهى، بالأخره از او جدا خواهى شد، هركار مىكنى بكن آخر عمل خود را ناچار ملاقات خواهى كرد.
اى نفس در اين حديث و مضامين عاليه و مفيده آن قدرى تفكركن، ببين لب حقيقت و محض واقع را بيان فرموده، آيا همين قدر براى بيدارى ما از خواب دنيا و نشه گى ماديات كفايت نمىكند؟ «أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ».
واژه هاى فارسى
١- «مُهر» به معناى «مختوم» عربى، فارسى است و طبعا كلمه «ممهور» (مهر شده) غلط مىشود؛ زيرا فارسى اسم مفعول به اين وزن ندارد.
٢- ماهانه و سالانه صحيح و ماهيانه و ساليانه غلط است.
٣- آسياب مركب از دو كمله «آس» به معناى چرخ و «آب» است، آسيا غلط است.
٤- فلان مريض بهبودى يافت غلط است، صحيح آنست گفته شود فلان بهبود يافت.
٥- حرف «ب» كه براى زينت مىآيد بايد در اول افعال نوشته شود مثل: بگفت، برفت، بشنيد.
٦- پاكت كلمه خارجى است و جمع آن پاكت ها است، و پاكات غلط است.
٧- فرمايشات، دهات، باغات غلط است، جمع فارسى به الف و تا بسته نمىشود، صحيح فرمايش ها، ده ها، باغها ... مىباشد.
٨- زندگى به معناى زنده بودن و زندگانى اطوار و كيفيت زندگى مىباشد، اول مصدر و دوم اسم مصدر است.
٩- كفش واژه فارسى است، پس كلمه كفاش بى مورد و غلط است.