رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٣ - آب در جسم انسان
اثبات مؤثرى كه او را هيج اثر معلوليت نبوده، و سالك ر اه باطن، اشياء را مرتبه مرتبه نفى كند تا به موجود باقى رسد كه فنا در او راه نبود، مثلا سالك چون به دليل دانسته باشد كه علت و خالق اشياء بايد در او هيچ نقص و حاجت نباشد، پس هرچه در آن اثر نقص بيند نفى آن كند تا به كاملى رسد كه نقص در او نبود، و در اين مورد مستغرق لذت مشاهده گردد. و اين را حكما سعادت حقيقى و صوفيه وصول و فنا خوانند.
و بايد دانست كه نتيجه راه باطن و راه ظاهر يكى است، ولى اولى مقصود را بدون پرده وهم و خيال بيند لتجرد نفسه عن غواشى الماديات باثر الرياضات، و دومىبا پرده وهم و خيال، لتلبسه بالعادات و الاصطلاحات، راه روان راه باطن صوفيه و اشراقيه هستند و در طريق ظاهر متكلمين و فلاسفه مشائين. (از گوهر مراد لاهيجى) و اين حرفها نوعى لاف زدن است.
قهرمان وضع حمل
زنى چهل و يك سال عمر كرد، ٢٧ بار حامله شد، ٦٩ طفل به دنيا آورد، و همه آن ها پسر بود، به اين ترتيب كه ١٦ مرتبه دوقلو بود و ٧ مرتبه سه قلى بود و چهار مرتبه ٤ قلو بود و اكثر پسرهايش تا كنون زنده اند.
آب در جسم انسان
كميت آب در جسم جنين ٩٧ در صد و در جسم طفل ٧٧ در صد، و در جسم مكمل النمو ٦٠ در صد است.
شخص طبيعى در روز عادى سه ربع گالون از آب را فاقد مىشود، نصف آن از طريق بول و ربع آن از مسام جسم و بقيه از طريق تنفس گازها.
وآدمى مقدار مذكور را به اين گونه بر مى گرداند كه نصف آن را از شرب آب و بقيه را از آب هاى موجوده در طعامىكه مى خورد، و آب هايى كه از