رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٥ - شگفتى بدن انسان
|
آنچه در سر سويداى بنى آدم از اوست |
|
به حلاوت بخورم زهر كه شاهد ساقيست |
به ارادت بكشم درد كه درمان هم از اوست |
|
|
زخم خونين ام اگر به نشود به باشد |
خنك آن زخمكه هر لحظه مرا مرهم از اوست |
|
|
غم و شادى بر عارف چه تفاوت دارد |
ساقيا باده بده شادى آن كاين غم از اوست |
|
|
پادشاهى و گدايى بر ما يكسان است |
كه برين در همه را پشت عبادت خم از اوست |
|
|
سعديا گر بكند سيل فنا خانه غم |
دل قوى دار كه بنياد بقاء محكم از اوست |
|
.....
|
شم ثلاثة طلبيدم ز ثلاثين لا |
با پدر وجه بگفتا كه ميسر نشود |
|
يعنى
|
بوسه از سينه دلبر طلبيدم گفتا |
با دو ابروى چو قوسين كه ممكن نشود |
|
شگفتى بدن انسان
ص ١٣٥ سالنامه نور دانش ١٣٤٠ ش
اسكليت انسان معمولا از ٢٤٣ عدد تشكيل شده، قسمت هاى مختلف آن به وسيله ١٥٠ رباط به هم متصل گرديده است.
عضلات انسان به استثناى برخى عضلات جدا از ٣٠٠ تا ٤٥٠ جفت عضله تشكيل شده، قلب عضلهاى است كمى بزرگتر از مشت بسته كه روزى ١١٠٠٠٠ مرتبه مى زند، و ١٠٥٢٠ ليتر خون داخل اعضا مىكند، مجموع ضربات در ٧٠ سال قريب ٣ مليارد است، ريه ها روزى ٥٦٠ الى ٧٠٠ ليتر اكسيژن به خون مى