رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٦٨ - وايران
كه در سال ١٩٨١، خالد اسلامبولى و دوستانش از سويى" سازمان جهاد" مصر به صورت خود جوش موفق به اعدام انقلابى وى گرديدند.
K G B
وعراق
در مورد عراق و صدام حسين، روس ها از علاقه ديوانه وار صدام به استالين باخبر بودند. چندين بار نيز به صورت مخفيانه سفر هاى براى او به مقصد شوروى تدارك ديدند، اما صدام يك وجه مشترك با استالين داشت، او به همه چيز و همه كس با ديده ظن نگاه مىكرد. وى حتى كمونيست هاى عراق را اعدام كرد.
در سال ١٩٩٠،KGB ضمن مخالفت با حمله عراق به كويت، تصاويرى را مبنى بر تدارك ديدن حمله زمينى نيرو هاى امريكايى عليه عراق به صدام نشان داد، اما او اين حركت را تلاش مذبوحانه خواند و اين اخطار را جدى نگرفت.
K G B
وايران
در حقيقت پررنگ ترين دوران تلاشK G B براى حضور در ايران را مى توان به سال هاى ١٣٥٧ تا ١٣٦١ مربوط دانست.
" لئوند ولاديميروويچ شبارشن(Leonid Shebarshin) " نامى است كه شايد بسيارى نام آن را نشنيده باشند، اما اين مرد يكى از تأثير گزار ترين مهره هاى تاريخKGB بوده كه البته با مرگ بسيار مرموزش در سن ٧٧ سالگى در خانه اش، سرنوشت بسيار تلخى داشته است.
به گزارش شبكه خبرى راشاتودى روسيه، شبارشين در سال ١٩٧٩ با پيروزى انقلاب اسلامى وارد سفارت شوروى سابق در ايران مىشود؛ مأموريت وى انعكاس اخبار ريز و جزييات حوادث متعاقب تسخير سفارت امريكا به مقامات ارشدKGB در مسكو بود، او كه پيشتر از اين در هند از توفيق بسيارى در جاسوسى برخوردار شده بود، اين بار به سمت تطميع يكى از مقامات ارشد