رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١٦ - حقوق بشر از نظر اجرايى
نبايد از حرف هاى اين جانب بفهمند كه وقتى به وجود روح قايل شديم اين پنج پديده داخل پديده هاى شناخته شده علمى مىشوند.
اعتقاد و شناخت اجمالى روح، تا حدودى، پنج مورد فوق را از حريم جهالت مطلق بيرون مىكند و عقل آدمى را با آن ها مأنوس مى گرداند؛ ولى درك حقيقت آن ها هنوز از مشكلات لاينحل به حساب مىآيد و حتى شناخت خود روح هم مشكل پيچيدهاى است. ولى اصل وجود روح امروز علمى شده است.
من خوانندگان دانشمند اين كتاب را به مطالعه كتاب ديگر خود «روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد» سفارش مىكنم. و الله الموفق.
حقوق بشر از نظر اجرايى
در مجموع حقوق و آزادى هاى بشر از منظر اجرايى به سه دسته قابل تقسيم است:
دسته اول: اعلاميه ها و بيانيه هاى مجامع بين المللى كه فاقد الزام حقوقى بوده و دولت ها حتى اگر آن ها را اجرا كنند، ناشى از رعايت نزاكت بين المللى يا مصلحت انديشى موقت آنها است.
دسته دوم: حقوق اساسى و بنيادينى هستند كه رعايت آن ها عام الشمول بوده و نقض آن ها مجاز نمىباشند و قواعد موجود آن از سوى جامعه بين المللى به عنوان قواعد تخلف ناپذير به رسميت شناخته شده اند. (ماده ٥٣ عهد نامه ١٩٦٩ حقوق معاهدات) و نقض آن ها واكنش مجامع جهانى حقوق بشرى حتى شوراى امنيت را به عنوان آخرين مرحله مىتواند در پى داشته باشد.
دسته سوم: به رغم الزامىبودن در سطح قواعد آمره نمىباشد، در نتيجه حقوق اساسى بشر مقدم بر ساير انواع حقوق بشر است.
ب) گستره جغرافيايى موازين: