رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٣٩ - هستى از منظر علم
مى خواهد كه چطور در زمين اكسيژن موجود است، ولى در كرات ديگر چنين عنصرى يافت نمىشود. اساسا چرا عناصر تشكيل دهنده اين اجرام متفاوت اند؟ يعنى غير از عناصر موجود در يك كره، شكل قرار گرفتن و فاصله هاى مواد آن با خورشيد نيز مىتواند در ايجاد بعضى از عناصر و يا تعامل آنان مؤثر بيافتد؟
به هر ترتيب، زمين بسترى زيبا براى بود و باش جانداران و سفرهاى گسترده و پر نعمت براى ساكنان شان گرديده است. و اين كه آيا چنين موجودى به اندازه ها و شكل و شمايل متفاوت در مدل هايى خزنده، چرنده، پرنده و درنده كه دمادم بر سر و صورت زمين بالا و پايين مىروند و هر كدام با شيوه و روش هاى ويژه در صدد تطبيق با محيط و تكثر، لانه گزينى و ... چهره زمين را تغيير داده و به آن هر لحظه آرامش مجدد مى بخشد، يك باره و به صورت دفعى در دامن مادر طبيعت زاده شده اند؟ و يا اينكه به تدريج پا به عرصه گيتى گذاشته و رشد يافته اند؟
داروين كه دانشمند آلمانى است، بعد از تحقيقات علمى، اصلى علمى را به نام «تكامل انواع» تهداب گذارى كرده است كه تا هنوز هم جهان علم از همان ديد به موجودات حيه مى نگرد. داروين تنوع موجودات زنده را تدريجى دانسته و معتقد است كه زمان به عنوان نقاش چيره دست از شرايط و اقليم طبيعى در فرصت هاى مختلف استفاده نموده و ماهرانه فرزندان گوناگون با نقش و نگار متفاوت و با اندام ها و خاصيت هاى مختلف ساخته و بر دامن طبيعت چيده است.
به نظر علم موجودات حيه از سلول ها ساخته شده و هركدام داراى خواص ژنتيكى (وراثت) مخصوص بوده كه در طى قرن ها و مرور ايام، ژن خود را تغيير داده و از يك نوع به نوع ديگر تبديل هويت داده است؛ مثلا اولين موجودات زنده، موجودات تك سلولى بوده اند، مانند جلبك ها و سرخس ها كه در اثر تكامل تدريجى به موجود چند سلولى تكثر نموده و در نهايت به انسان تغيير قيافه