رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٥ - رگهاى بدن انسان
واقعه عجيب در قندهار
در ايام مقتدر عباسى خبرى از خراسان رسيد كه در قندهار برجى از برج هاى آن خراب شده و قريب بيست هزار سر ظاهر گرديده كه با زنجير به هم پيوسته بودند، از آن جمله در گوش بيست و نه سر آن از آن سر ها رقعهاى بود كه به ريسمان پشمين بسته بودند و اسم آن كس بر آن نوشته بود، از جمله اسم شريح بن حسان بن ازير و خليل بن موسى و هكذا نام هاى هريكى از آن ها بر آن نوشته بوده، و مورخ بود به تاريخ هفتاد هجرى چنانچه در تاريخ نگارستان است. و شيخ بهايى در كشكول عدد آن سر ها را هزار نوشته است. (ص ٧٥، ج ١، كشكول).
در بصره
(نفس المصدر)
در سنه ٢٧٦ در بصره تلى كه اسم آن شقيق بود شكافته شد و هفتاد قبر ظاهر گرديد كه بدن هاى آنها تر و تازه و بوى مشك از آن ها ساطع بود. در ميان آن ها جوانى بود كه لب هاى او تر بود و كأنّه كه تازه آب خورده بود، و در پهلوى او اثر زخم هويدا بود.
رگهاى بدن انسان
اگر تمام رگ هاى بدن يك انسان را به هم متصل كنيم طول آن يك صد هزار ميليون خواهد شد.
نقل از روزنامه طلوع افغان، ٢٠ جمادى الثانى، ١٣٨٧ ق، مطابق ١/ ٧/ ١٣٤٦ ه ش.
لكن روز نامه ننوشته كه آيا صد هزار ميليون متر يا وجب است، و يا چيز ديگر.