رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٨ - معراج(از جامى)
بزرگترين بد بختى بشريت از تمدن منهاى دين
سازمان ملل در اواخر برج جوزا ١٣٩٤ (اول رمضان ١٤٣٦) اعلام كرد شصت ميليون انسان (در قاره افريقا وآسيا كه غالباً مسلمان هستند) آواره و از وطن بدور و فاقد تأمين معيشت خود هستند كه بعد از جنگ دوم جهانى بى سابقه است، مسلماً قسمت عمده اين آورگيها و جنگها و خون ريزيها در رابطه مستقم يا غير مستقم با اسراييل و استثمار غربيها بوجود آمده استكه روى انسانيت را سيا نموده است، بازهم بگوييم تمدّن بدون تدين براى بشر كفايت مىكند!![١]
ذات آفتاب
|
عيب از كجا است؟ غيبت او بى دليل نيست |
چون ذاتاً آفتاب، به مردم بخيل نيست |
|
|
ما فرع خاك پاى تو هستيم اى حبيب! |
خاكى كه سر به سجده نيارد، اصيل نيست |
|
|
بايد ميان كوره بسوزد كه گل كند |
دل تا ميان شعله نيفتد، خليل نيست |
|
|
جايى كه پاى عروج محمّد (ص) است |
راهى براى پرزدن جبرئيل نيست |
|
|
بعد از دونيم كردن دل، پا برآن گذار |
اين سينه كمتر از وسط رود نيل نيست. |
|
معراج (از جامى)
|
گلى بردند زين دهليزه پست |
به آن درگاه بالا دست بر دست |
|
[١] - مطالب اين كتاب غالباً در سالهاى( ٣٨، ٣٩ و ٤٠ ش) نوشته شده اند اما دسته اى از مطالب آن در زمان چاپ( فعلًا) ١٣٩٤ ش. نوشته شده است كه يكى از آن مطالب همين مطلب است.