گزيده شناخت نامه نماز - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢ - درآمد
شخصاً از آقا سيدعلى قاضى شنيدم كه فرمود: «مدّتى است كه فكر مىكنم: اگر در بهشت، نگذارند ما نماز بخوانيم، چه كنيم؟!».
آية اللَّه فهرى، اضافه كرد كه ايشان جمله ياد شده را با لهجه تركى شيرينى، ادا مىفرمود.
همچنين آية اللَّه فهرى نقل كردند كه:
سيّد على اكبر اعمى[١] مىگفت: مدّت ده روز براى من، حالتى دست داد كه هر مشكلى داشتم، حل مىشد. شبههاى در حال نماز برايم پيش آمد و آن، اين بود كه: چگونه ممكن است افرادى همچون اوَيس قَرَن و ...، يك شب تا صبح، سجده كنند ...؟
با اين ذهنيت به ركوع رفتم و گفتم: «سُبحانَ رَبّىَ الْعظيمِ وبِحَمدِه». خيلى لذّت بردم. دو باره گفتم. لذّتم بيشتر شد.
همچنان، هر چه بيشتر اين ذكر را مىگفتم، بيشتر لذّت مىبردم ....
بدين سان، شبهه من برطرف شد كه اهل معرفت كه از انس با خدا خسته نمىشوند، به دليل لذّتى است كه از نظر معنوى، احساس مىكنند.
آية اللَّه بهجت نيز نقل كردهاند كه:
آقا ميرزا حسينِ ميرزا خليل تهرانى،[٢] در سنّ نوزده سالگى مىفرموده: «غذا خوردن براى من، مانند اين است كه انبان و
[١]. وى از دانشآموختگان حوزه علميه قم بود كه در مدرسه رضويّه حجره داشت. اينجانب در آغاز طلبگى( دهه چهل شمسى)، او را ديده بودم و گاه به حجره وى مىرفتم.
[٢]. مقصود، آية اللَّه ميرزا حسين خليلى تهرانى( م ١٣٢٦ ق) است كه از مَراجع نامورنجف و از حاميان مشروطيّت بود.