گزيده شناخت نامه نماز - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٠ - تضييع نماز از ديدگاه مفسران
هنگامى كه بنده نماز را در وقتش و با حدودش بخواند، سپيد و نورانى بالا مىرود و مىگويد: «مرا حفظ كردى. خدا تو را حفظ كند!» و هنگامى كه در غير وقتش و بدون حدودش بخواند، سياه و تاريك بالا مىرود و مىگويد: «مرا تباه كردى، خدا تو را تباه كند!».
بيشتر تفسيرهاى ديگر نيز به همين دو معنا اشاره كردهاند، هر چند به حلّ اين اختلاف ظاهرى نپرداختهاند. شايد بتوان اين گونه گفت كه مفسّران، هر دو قول را با هم سازگار و آنها را دو فرد از يك معناى كلّى دانستهاند، بدين معنا كه نمايانترين فرد «تضييع»، همان ترك كلّى نماز است و فرد ديگرش، عدم رعايت حدود و شرايط و اجزاى اصلى آن (مانند وقت) است.
به سخن ديگر، كسى كه نماز را آن اندازه به تأخير مىاندازد كه وقت اداى آن به پايان مىرسد و بايد در خارج از وقت، قضا كند، مقصودِ حقيقى نماز را- كه همان ذكر مستمر و مداوم خداوند است-، تحصيل نكرده و آن را تباه نموده است، بويژه اگر اين كار به صورت عادت در آيد و مكرّر صورت بگيرد. با اين بيان مىتوان روايت امام صادق عليه السلام را ناظر به مصداق اخير تضييع، يعنى در غير وقت خواندن دانست، بى آن كه مصداق اوّل را نفى كرده باشد؛ زيرا مصداق اوّل، يعنى ترك كلّى نماز، به روشنى، مصداق تضييع شمرده مىشود و بى ترديد، زيانهاى آن مانند دچار شدن به غَى و فرجام بد را در پى دارد. به جهت اين آشكارى، امام عليه السلام نيز از ذكر آن، صرف نظر كرده و به بيان مصداقهاى ديگر، پرداخته است.
سخن پايانى، اين كه: چه بسا بتوان دو تفسير ياد شده را نه ناظر به مصاديق انحصارى، بلكه در صدد بيان دو مصداق بارزترِ تضييع (تباه