گزيده شناخت نامه نماز - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٨ - مسح پاها يا شستن آنها
مستند شستن پا در وضوست و ما به زودى به نقل و نقد آن خواهيم پرداخت، با عبارت «فَجَعَلنا نَمسَحُ عَلى أرجُلِنا» اعتراف شده كه روش معمول پيش از آن، مسح پاها بوده است.
بر اين اساس، اهل بيت عليهم السلام و پيروان آنان به پيروى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، مسح پاها را از واجبات وضو دانسته و شستن آنها را ناروا مىشمارند. پژوهش دقيق متون و دورههاى تاريخى نشان داده است كه شستن پاها در وضو، تا ساليانى پس از رحلت پيامبر گرامى و لااقل تا پايان دوران دو خليفه نخست و اندكى از دوره خليفه سوم مطرح نبوده؛ امّا عثمان، تلاش ويژهاى جهت جاىگزين ساختن روش جديد وضو نموده كه در آن، پاها بايد به جاى مسح شدن شسته شوند. شاهد اين سخن، فقدان كمترين گزارش از بروز اختلاف ميان مسلمانان در باره مسح پا در وضو در دوره دو خليفه نخست است، به گونهاى كه حتّى يك روايت نيز از خليفه اوّل و دوم با انگيزه انجام وظيفه حاكم اسلامى در دفاع از سنّت نبوى و تبيين چگونگى وضوى پيامبر صلى الله عليه و آله و نكوهش پايهگذاران روش جديد در وضو، صادر نشده است.
چنين روايتى، نه تنها از دو خليفه، بلكه از راويان پُرروايتى همچون ابو هريره كه در هر خُرد و كلانى رواياتى را از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كردهاند نيز حكايت نشده است، چنان كه عبد اللَّه بن عمر، ابو سعيد خدرى، جابر بن عبد اللَّه، عبد اللَّه بن مسعود و دهها صحابى نامآشنا و پُرروايت ديگر نيز مطلقاً روايتى را در باره «وضوى پيامبر صلى الله عليه و آله با شستن پا» نقل نكرده و كمترين هشدارى نسبت به التزام به روش اصيل نبوى در وضو، از خود بروز ندادهاند. اين، خود به خوبى نشان مىدهد كه در ميان معاصران پيامبر صلى الله عليه و آله، به خاطر مشاهده وضوى چندين و چند ساله ايشان- كه به گواهى روايات پيشين، مسح پاها بخشى از آن بوده-، در موضوع وضو،