گزيده شناخت نامه نماز - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٨ - نقش خشوع در قبولى نماز
از خشوع منافقانه بپرهيزيد و آن، چنين است كه بدن خاشع نشان داده شود در حالى كه دل خاشع نيست.
و در حديثى ديگر از ايشان آمده:
ما زادَ خُشوعُ الجَسَدِ على ما فى القَلبِ فهُو عندَنا نِفاقٌ.[١]
كسى كه جسمش، بيش از دلش خاشع باشد، اين در نزد ما، نفاق است.
بنا بر اين، چكيده سخن در تفسير خشوع مطلوب در نماز، عبارت است از: احساسِ حضور در محضر خداى سبحان با همه وجود، و توجّه تامّ قلب به ذات كبريايى او، به گونهاى كه آثار آن، در اعضا و جوارح نمازگزار ظاهر گردد.
البته اين حقيقت، مراتبى دارد كه بالاترين مراتب آن، به اولياى خاصّ الهى اختصاص دارد[٢] كه در حال نماز در قلّه انقطاع از غير بارى تعالى و توجّه تام به حضرت حق قرار مىگيرند، و ديگران، به ميزان مجاهدت و خودسازى، مىتوانند به اين قلّه، نزديك شوند.
نقش خشوع در قبولىِ نماز
پيش از اين توضيح داديم كه مغز، جان و جوهر همه عبادات، ذكر است و نماز، كاملترين جلوه ذكر و ياد خدا است. روشن است كه ياد خدا، چيزى جز احساس حضور در محضر او نيست. بنا بر اين، حضور قلب در نماز، و خشوع (خاكسارى)- كه حاصل آن است-، جوهر و جان نماز محسوب مىشود و بدون آن، نماز پيكرى است بدون روح، و به همين دليل، مورد قبول حضرت حق نيست.
[١]. الكافى: ج ٢ ص ٣٩٦ ح ٦.
[٢]. ر. ك: ص ٢٢٧( سيره پيامبر صلى الله عليه و آله، و اهل بيت عليهم السلام در نماز).