علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٩ - رجعت
٢. أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النَّاسِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْکُرُونَ؛[١]
آیا از [حال] کسانی که از بیم مرگ از خانههای خود خارج شدند، و هزاران تن بودند، خبر نیافتی؟ پس خداوند به آنان گفت: «تن به مرگ بسپارید» آن گاه آنان را زنده ساخت. آری، خداوند نسبت به مردم، صاحب بخشش است، ولی بیشتر مردم سپاسگزاری نمیکنند.
این آیه به صراحت از بازگشت جمعی از مردم به زندگی دنیا سخن میگوید.[٢]
٣. یکی از معجزات حضرت عیسی٧ زنده کردن مردگان و بازگرداندن آنان به دنیا بود:
إِذْ قَالَ اللهُ يَا عِيسَی ابْنَ مَرْيَمَ اذْکُرْ نِعْمَتِي عَلَيْکَ وَ عَلَی وَالِدَتِکَ إِذْ... وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَی بِإِذْنِي وَ إِذْ...؛[٣]
[یاد کن] هنگامی را که خدا فرمود: «ای عیسی پسر مریم، نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور، آن گاه که... و آن گاه که مردگان را به اذن من [زنده از قبر] بیرون میآوردی؛ و آن گاه...».
٤. در مورد کشتهای که در بنی اسرائیل برای پیدا کردن قاتلش نزاع و جدال برخاسته بود، قرآن میگوید:
فقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا کَذلِکَ يُحْيِي اللهُ الْمَوْتَی وَ يُرِيکُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ؛[٤]
پس فرمودیم: «پارهای از آن [گاو سر بریده را] به آن [مقتول] بزنید» [تا زنده شود]. این گونه خدا مردگان را زنده میکند، و آیات خود را به شما مینمایاند، باشد که بیندیشید.
آنان به دستور خداوند گاو را سربریدند و به مقتول زدند و او زنده شد و قاتل خود را
[١]. با توجه به این که این بزرگان کتابهایشان را در پاسخ به مخالفان نوشتهاند، احتمال میرود که این نظر را به این دلیل دادهاند که مخاطب ظرفیت درک آن را نداشته و به ناچار در حد ظرفیت او سخن گفتهاند. این روشی است که از شیوه تبلیغ انبیا به دست آمده است. رسول خدا٦ فرمودند: «إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُکَلِّمَ النَّاسَ عَلَی قَدْرِ عُقُولِهِمْ» (الکافی، ج١، ص٢٣). امامان شیعه نیز به همین روش عمل کردهاند؛ مثلاً امام صادق٧ در پاسخ به پرسش از امور بزرگی مانند رجعت، به دلیل آن که مخاطبان نمیتوانستند معنای درست آن را درک کنند، پاسخ دادند که اینک وقت این حرفها نیست: «عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ٧ عَنْ هَذِهِ الْأُمُورِ الْعِظَامِ مِنَ الرَّجْعَةِ وَ أَشْبَاهِهَا، فَقَالَ: إِنَّ هَذَا الَّذِی تَسْأَلُونَ عَنْهُ لَمْ یَجِئْ أَوَانُهُ، وَ قَدْ قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: بَلْ کَذَّبُوا بِما لَمْ یُحِیطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا یَأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ» (منتخب البصائر، ص٢٤؛ بحارالانوار، ج٥٣، ص٤٠). عیاشی نیز در تفسیرش مشابه این پرسش و پاسخ را به نقل از حمران از امام باقر٧ میآورد (تفسیرالعیاشی، ج٢، ص١٢٢). به نظر میرسد به دلیل شباهت کامل متن پرسش و پاسخ، یک حدیث بوده که دو گونه نقل شده است.
[٢]. ثقة الإسلام الکلینی و الصدوق محمد بن بابویه و الشیخ أبی جعفر الطوسی و السید المرتضی و النجاشی و الکشی و العیاشی و علی بن إبراهیم و سلیم الهلالی و الشیخ المفید و الکراجکی و النعمانی و الصفار و سعد بن عبد الله و ابن قولویه و علی بن عبد الحمید و السید علی بن طاوس و ولده صاحب کتاب زوائد الفوائد و محمد بن علی بن إبراهیم و فرات بن إبراهیم و مؤلف کتاب التنزیل و التحریف و أبی الفضل الطبرسی و إبراهیم بن محمد الثقفی و محمد بن العباس بن مروان و البرقی و ابن شهرآشوب و الحسن بن سلیمان و القطب الراوندی و العلامة الحلی و السید بهاء الدین علی بن عبد الکریم و أحمد بن داود بن سعید و الحسن بن علی بن أبی حمزة و الفضل بن شاذان و الشیخ الشهید محمد بن مکی و الحسین بن حمدان و الحسن بن محمد بن جمهور العمی مؤلف کتاب الواحدة و الحسن بن محبوب و جعفر بن محمد بن مالک الکوفی و طهر بن عبد الله و شاذان بن جبرئیل و صاحب کتاب الفضائل و مؤلف کتاب العتیق و مؤلف کتاب الخطب و غیرهم (بحارالانوار، ٥٣، ص١٢٢- ١٢٣).
[٣]. همان.
[٤]. سوره بقره، آیه ٢٥٩.