علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٠١ - واکاوی متون مشترک حدیثی در منابع فریقین
عملی را به خود میخواند.
تبيين مفهوم متون مشترک
تبیین محتوا و تقسیم صحیح مراتب در بحث رکن اساسی و پایه در یک پژوهش علمی است، و بدون تبیین مراتب مختلف موضوع، پی جویی آن امری سخت و دیریاب به نظر میرسد. بر همین پایه، تبیین مفهومی متون مشترک و نمایاندن گونههای مختلف آن در منابع فریقین را موضوع پژوهش خود قرار دادهایم.
در بررسی متون مشترک، یک نکته محوری و مهم رخ مینماید و آن توجه به این مهم است که متون مشترک الزاماً در فریقین به نبی مکرم اسلام٦ منتهی نمیگردد؛ چنان که در بسیاری از موارد این متون بدون رفع به نبی مکرم اسلام٦ ذکر شده است.[١]
در منابع شیعه احادیث بسیاری از ائمه: نقل شده و اشارهای به نبوی بودن حدیث در ضمن متن نشده است، در حالی که منابع اهل سنت همان حدیث را از پیامبر اکرم٦ نقل نمودهاند _ که این خود مؤید روایات مسبوق الذکر مبنی بر تأکید اهل بیت:
نسبت به پرهیز از رأی شخصی و نقل کلمات رسول اکرم٦ نیز محسوب میگردد؛ به
عنوان نمونه:
عنه٦: ما استرذل الله عبدا إلا حرمه العلم.[٢]
همین روایت در منابع شیعه از امیر المؤمنین٧ نقل شده است.[٣]
و همچنین:
رسول الله٦: اللهم أغنني بالعلم، و زيني بالحلم، و أكرمني بالتقوی، و جملني بالعافية.[٤]
همین روایت در منابع شیعه از امام صادق٧ نقل شده است.[٥]
و همچنین:
رسول الله٦: إن لقمان قال لابنه: يا بني، عليك بمجالس العلماء، واستمع كلام
[١]. تاریخ مدینه دمشق، ج٣٠، ص٤٢٢-٤٢٣: «و قد وقع لی عالیاً من حدیث اللیث و فیه ذکر علوان أخبرناه أبو عبد الله الخلال و أبو القاسم غانم بن خالد قالا، أنا أبو الطیب بن شمة، أنا أبو بکر بن المقرئ، أنا محمد بن زبان، أنا محمد بن رمح،أنا اللیث، عن علوان، عن صالح بن کیسان، عن حمید بن عبد الرحمن بن عوف، عن أبیه أنه دخل علی أبی بکر فی مرضه فأصابه مفیقاً».
[٢]. علل الدارقطنی، ج١، ١٨٠-١٨٣.
[٣]. الغدیر، ج٥، ص٣٥٧ و ج٧، ص١٧٠ و موارد دیگر؛ نیز ر.ک: الوضاعون و احادیثهم، ص٤٦٩.
[٤]. الغدیر، ج٧، ص١٧٠
[٥]. شرح نهج البلاغه، ج١٧، ص١٦٤-١٦٨.