علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨٦ - حدیث پشیمانی
فی هذا الامر نصیب فکنا لا ننازعهم»، مقاتل بن عطیه(م٥٠٥ق) در کتاب المناظرات[١]، علی بن یونس عاملی (م٦٦٤ق) در کتاب الصراط المستقیم[٢] «لیتنی کنت سألت رسول الله٦ هل للانصار فی هذا الامر حق»، علامه حلی (م٧٧٦ق) در کتابهای نهج الحق و کشف الصدق[٣]، منهاج الکرامه[٤] و کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد[٥] و شرح باب حادیعشر[٦]، شیخ مفلح بن راشد(م قرن ٩ق) در کتاب الزام الناصب[٧]، پدر شیخ بهایی(م٩٨٤ق) در وصول الاخیار الی اصول الاخبار[٨]، قاضی نور الله شوشتری(م١٠١٩ق) در احقاق الحق، مجلسی (م١١١١ق) در بحار الانوار[٩]، فتح الدین علی محمد حنفی (م١٣٧١ق)، عالم حنفی مذهب و مستبصر شبه قارهای در فلک النجاه[١٠]، علامه امینی(م١٣٩٢ق)، در الغدیر[١١] و ...آن را آوردهاند. آنان با استناد به این فقرات از حدیث، نوشتهاند که ابوبکر خلافت و اعمال خود را نامشروع و خود را گناهکار دانسته است؛ زیرا اگر کسی خود را گناهکار نداند، توبه او بیمعناست و توبه فقط از گناه مرتکب شده معنا دارد.
منابع جغرافیایی
از میان منابع متعدد جغرافیای تاریخی، تنها بکری (م٤٨٧ق)، جغرافیدان بزرگ اندلس، این حدیث را در کتاب خود معجم مااستعجم[١٢]، از ابوعبید نقل کرده است. البته این حدیث مورد بحث جغرافیانگاران نبوده است.
احادیث دیگر علوان
در منابع تاریخی، روایی و رجالی اهل سنت روایات و احادیث دیگری نیز از طریق علوان نقل و تلقی به قبول شده است. از جمله خبری در باره ملاقات معاویه با عایشه دختر
[١]. غریب الحدیث، ج٢، ص٣٨.
[٢]. نثر الدر، ج١، ص١٠٧.
[٣]. الفایق فی غریب الحدیث، ج١، ص٨٩.
[٤]. الذخیرة فی محاسن أهل الجزیرة، ج١، ص٣٠٤.
[٥]. التذکرة الحمدونیة، ج١، ص٢٥.
[٦]. النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج١، ص٣٣، ٧٦، ٩٧؛ ج٣، ص٤١٣؛ ج٥، ص١٧٧.
[٧]. عدة الصابرین و ذخیرة الشاکرین، ج١، ص١٧٨: «وذکر لیث بن سعد، عن صالح بن کیسان، عن حمید بن عبد الرحمن بن عوف، عن أبیه أن أبا بکر رضی الله عنه، قال فی مرضه الذی مات فیه: إنی ولیت أمرکم، و انی لست بخیرکم، و کلکم ورم أنفه من ذلک أن یکون هذا الامر له و ذلک لما رأیت الدنیا قد أقبلت و أقبلت و لم تقبل حتی یتخذوا نضائد الحریر و ستور الدیباج و حتی یألم أحدکم من الاضطجاع علی الصوف کما یألم من الاضطجاع علی الحسک و السعدان، ثم أنتم أول ضال بالناس تصفقون یمیناً و شمالاً ما هذا الطریق أخطأت انما هو البحر أو الفجر، والله لئن یقدم أحدکم فتضرب عنقه فی غیر حد خیر له من أن یخوض غمرات الدنیا».
[٨]. زهر الأکَمّ فی الامثال و الحکم، ج١، ص٢٨٨.
[٩]. جمهرة خطب العرب، ج١، ص٢٠٧.
[١٠]. لسان العرب، ج٤، ص٤١ و ص٤٤؛ ج٥ ص٤٥.
[١١]. تاج العروس، ج٦، ص٤٨.
[١٢]. الشافی فی الامامه، ج٣، ص١٩٣-١٩٤ و ج٤ ص١٣٧، ١٣٩، ٢٠٨.