موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٣ - در رويدادهاى اجتماعى به كه رجوع كنيم
به قضاست، چون فقيه به كسى اطلاق مىشود كه نه فقط عالم به قوانين و آيين دادرسى اسلام، بلكه عالم به عقايد و قوانين و نظامات و اخلاق باشد؛ يعنى دينشناس به تمام معناى كلمه باشد. فقيه وقتى عادل هم شد، دو شرط را دارد. شرط ديگر اين بود كه امام يعنى رئيس باشد. و گفتيم كه فقيه عادل مقام امامت و رياست را براى قضاوت- به حسب تعيين امام عليه السلام- داراست. آن گاه امام عليه السلام حصر فرموده كه اين شروط جز بر نبى يا وصى نبى بر ديگرى منطبق نيست. فقها چون نبى نيستند پس وصى نبى يعنى جانشين او هستند. بنابراين، آن مجهول از اين معلوم به دست مىآيد كه «فقيه» وصى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است و در عصر غيبت، امام المسلمين و رئيسالملة مىباشد، و او بايد قاضى باشد، و جز او كسى حق قضاوت و دادرسى ندارد.
توقيع مبارك صاحب الامر
در رويدادهاى اجتماعى به كه رجوع كنيم
روايت سوم، توقيعى [١] است كه مورد استدلال واقع شده، و ما كيفيت استدلال را عرض مىكنيم:
في كتاب إكمال الدين وإتمام النِعْمَةِ [٢] عن محمّد بن محمّد بن عِصام، عن محمّد بن يعقوبَ، عن إسحاقَ بن يعقوب، قال: سَألتُ محمّدَ بنَ عُثْمانَ العَمرِي أن يُوصِلَ لي كتاباً قد سَألتُ فيه عن مسائِلَ أَشكَلَتْ عَلَيَّ. فَورَد التوقيعِ بِخطِّ مَولانا صاحبِ الزمان عليه السلام: «أمّا
[١]. «توقيع» در لغت به معناى نشان نهادن بر روى نامه است و نشان و دستخط پادشاه را بر فرمان يا نامه نيزتوقيع گويند. نامههاى معصومان عليهم السلام به خصوص آنهايى كه از ناحيه مقدسه امام زمان (عج) شرف صدور يافته و يكى از نوّاب اربعه آن را ابلاغ كرده در كتابهاى تاريخ و حديث به «توقيعات» مشهور است.
[٢]. إكمال الدين وإتمام النعمة كه به نام «كمال الدين وتمام النعمة» شهرت يافته، از آثار شيخ صدوق (٣٨١ ه. ق) است و درباره غيبت امام زمان و مسائل مربوط به آن به نگارش درآمده است.