موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨١ - روايت سليمان بن خالد
بين مردم تطبيق و تعميم دهند، قابل اهميت بوده است. لكن مقامات روحانى ائمه عليهم السلام كه فوق ادراك بشر مىباشد، به نصب و جعل مربوط نيست. چنانچه اگر رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم حضرت امير عليه السلام را وصى هم قرار نمىداد، مقامات معنوى آن حضرت محفوظ بود. اين مقام حكومت و منصب نيست كه به انسان شأن و منزلت معنوى مىدهد، بلكه اين منزلت و مقام معنوى است كه انسان را شايسته براى حكومت و مناصب اجتماعى مىسازد.
در هر حال، از روايت مىفهميم كه «فقها» اوصياى دست دوم رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم هستند، و امورى كه از طرف رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم به ائمه عليهم السلام واگذار شده، براى آنان نيز ثابت است، و بايد تمام كارهاى رسول خدا را انجام دهند؛ چنانكه حضرت امير عليه السلام انجام داد.
روايت سليمان بن خالد
روايت ديگر كه از ادلّه يا مؤيدات مطلب است و از حيث سند و دلالت از روايت اول [١] بهتر مىباشد، از طريق كلينى نقل شده. و از اين طريق ضعيف است [٢]. لكن صدوق روايت را از طريق سليمان بن خالد [٣] آورده كه صحيح و معتبر مىباشد [٤].
روايت چنين است:
[١]. منظور از «روايت اول» روايت قبلى است كه از اسحاق بن عمار مىباشد.
[٢]. زيرا در طريق كلينى، ابو عبداللَّه المؤمن مىباشد كه تضعيف شده است.
[٣]. سليمان بن خالد بن دهقان بن نافله، قارى، فقيه، محدث و از اصحاب و معتمدان امام باقر عليه السلام و امامصادق عليه السلام بود.
[٤]. روايت «صحيح» روايتى را گويند كه تمامى راويان آن امامى و عادل و موثق باشند. و طريق صدوق به سليمان بن خالد چنانكه در مشيخه فقيه آمده است عبارتند از: پدر صدوق از سعد بن عبداللَّه از ابراهيم بن هاشم از محمد بن ابى عمير از هشام بن سالم كه همگى امامى و مورد وثوقند از ميان آنان ابراهيم بن هاشم توثيق خاص ندارد، اما چون از مشاهير راويان امامى است توثيق وى محل ترديد نيست.