موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٩ - دادرسى با فقيه عادل است
أميرُالمُؤْمنين صَلَواتُ اللَّه عَليْهِ، لِشُرَيْحٍ: يا شُرَيْحُ قَدْ جَلَسْتَ مَجْلِساً لا يَجْلِسُهُ (ماجلسه) [١] إلّا نَبيٌّ اوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ أوْ شَقيٌّ» [٢].
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام خطاب به شريح مىفرمايد: «تو بر مقام و منصبى قرار گرفتهاى كه جز نبى يا وصى نبى و يا شقى كسى بر آن قرار نمىگيرد».
و شريح چون نبى و وصى نبى نيست، شقى بوده است كه بر مسند قضاوت نشسته است. شريح [٣] كسى است كه در حدود ٥٠- ٦٠ سال منصب قضاوت را در كوفه عهدهدار بود، و از آن آخوندهايى كه به واسطه تقرب به دستگاه معاويه حرفهايى زده و فتواهايى صادر كرده، و برخلاف حكومت اسلامى قيام كرده است. حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در دوران حكومت خود هم نتوانست او را عزل كند، رجّاله نگذاشتند، و به عنوان اينكه «شيخين» او را نصب كردهاند و شما بر خلاف آنان عمل نكنيد، او را بر حكومت عدل آن حضرت تحميل كردند. منتها حضرت نمىگذاشتند برخلاف قانون دادرسى كند.
دادرسى با فقيه عادل است
از روايت برمىآيد كه تصدى منصب قضا با پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم يا وصى اوست. در اين كه فقهاى عادل به حسب تعيين ائمه عليهم السلام منصب قضا (دادرسى) را دارا هستند و منصب قضا از مناصب فقهاى عادل است، اختلافى نيست. برخلاف مسأله
[١]. بنابر نقل مرحوم صدوق در من لا يحضره الفقيه، ج ٣، ص ٤، حديث ٨.
[٢]. الكافي، ج ٧، ص ٤٠٦، «كتاب القضاء و الأحكام»، «باب أنّ الحكومة إنّما للإمام»، حديث ٢؛ وسائل الشيعة، ج ٢٧، ص ١٧، «كتاب القضاء»، «أبواب صفات القاضي»، باب ٣، حديث ٢.
[٣]. ابو اميّه، شريح بن حارث كندى (٧٨ ه. ق) اصل او از يمن بود و پيش از ظهور اسلام به دنيا آمد. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را درك نكرد و به همين دليل در شمار صحابه از او ياد نمىشود. در عهد عمر و عثمان و حضرت امير و معاويه قاضى كوفه بود. گويند در واقعه عاشورا جانب ابن زياد را گرفت و مردم را به قيام عليه امام فرا خواند.