موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٣ - روايت «تحف العقول»
لايحه را نسخ نمود [١]. بعد كه به تدريج ما را سرد و سست كردند و از هم جدا ساختند و براى هر يك «تكليف شرعى» معين كردند، در نتيجه اين اختلاف كلمه و تشتت اقوال جرى شدند؛ و اكنون هر كارى كه مىخواهند با مسلمين و مملكت اسلامى مىكنند.
«دُعاءٌ إِلَى الإْسْلامِ مَعَ رَدِّ المَظالِمِ وَمُخالَفَةِ الظالِمِ». امر به معروف و نهى از منكر براى اين امور مهم است. آن عطار بيچاره اگر كار خلافى كرد، ضررى به اسلام نمىزند، به خودش ضرر مىزند. آنهايى را كه به اسلام ضرر مىزنند بايد بيشتر امر به معروف و نهى از منكر كرد. آنهايى را كه به عناوين مختلف هستى مردم را غارت مىكنند بايد نهى كرد.
اين مطالب بعضى مواقع در خود روزنامهها ديده مىشود- منتها گاهى به صورت شوخى است، و گاهى به صورت جدى- كه بسيارى از چيزهايى كه به اسم سيلزدگان يا زلزلهزدگان جمعآورى كردند، خودشان خوردند! يكى از علماى ملاير مىگفت كه ما براى مردگان حادثهاى يك كاميون كفن برديم، مأمورين نمىگذاشتند به آنها برسانيم و مىخواستند بخورند!! امر به معروف و نهى از منكر براى اينان لازمتر است.
اكنون من از شما استفسار مىكنم: آيا مطالبى كه حضرت امير عليه السلام در اين حديث فرمودند، براى اصحابى است كه در اطراف خودشان بودند و بيانات حضرت را
[١]. اشاره است به قضيه لايحه موسوم به «لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى» كه در ١٦ مهر ١٣٤١ از سوىدولت وقت به تصويب رسيد. در متن تصويبنامه قيد «اسلام» از شرايط انتخابكنندگان و انتخابشوندگان برداشته شده بود و سوگند به «كتاب آسمانى» جايگزين سوگند به «قرآن» گرديده بود. اين لايحه نخست از سوى حضرت امام و سپس از طرف مراجع ديگر تقبيح و مردود گرديد. جانبدارى گروههاى مردم از سخنان و اوامر پيگير حضرت امام و انتشار اعلاميههاى مراجع تقليد سرانجام باعث گرديد كه دولت در ١٧ آذر همان سال رسماً لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى را ملغى اعلام دارد.
نهضت امام خمينى، دفتر اول، ص ١٦٥- ٢٤٥.