موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٢ - تفسير آيه ذكر شده در مقبوله و آيات قبل از آن
ببريد، حكم به عدل فرموده است. اگر در چنين مواردى فرمان ندهد، خلاف عدالت مىباشد؛ زيرا ملاحظه حال اسلام و مسلمين و جامعه بشرى را نكرده است. كسى كه بر مسلمين و جامعه بشرى حكومت دارد، هميشه بايد جهات عمومى و منافع عامه را در نظر بگيرد؛ و از جهات خصوصى و عواطف شخصى چشم بپوشد. لهذا اسلام بسيارى از افراد را در مقابل مصالح جامعه فانى كرده است؛ بسيارى از اشخاص را در مقابل مصالح بشر از بين برده است؛ ريشه بسيارى از طوايف را چون مفسدهانگيز و براى جامعه مضر بودهاند، قطع كرده است.
حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم يهود «بنى قريظه» را چون جماعت ناراحتى بودند و در جامعه اسلامى مفسده ايجاد كرده و به اسلام و حكومت اسلامى ضرر مىرساندند، از ميان برداشت [١]. اصولًا اين دو صفت از صفات مؤمن است، كه در جاى عدالت با كمال قدرت و جرأت اجراى عدالت كند، و هيچ عاطفه نشان ندهد؛ و در مورد عطوفت هم كمال محبت و شفقت را بنمايد. براى جامعه «مأمن»؛ يعنى پناهگاه باشد.
مسلمان و غيرمسلمان در سايه حكومت او در امن و آسايش باشد؛ به راحتى زندگى كند و بيم نداشته باشد. اينكه مردم از اين حكام مىترسند، براى اين است كه حكومت آنها روى قواعد و قوانين نيست؛ قلدرى است. ليكن در حكومت شخصى مانند حضرت امير عليه السلام، در حكومت اسلامى، خوف براى كسانى است كه خائنند؛ ظالمند؛
[١]. «بنى قريظه» يكى از قبايل يهوديان بودند كه در كنار مدينه سكونت داشتند و با پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم پيمان دوستى منعقد كرده بودند، ولى در هنگامه جنگ «احزاب» (خندق) پيمان خود را شكستند و با قريش و غطفان بر عليه مسلمانان همپيمان شدند و مدينه را ناامن كردند، پس از پيروزى مسلمانان، پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم آنها را در محاصره در آورد و يهوديان بنىقريظه پذيرفتند كه سعد بن معاذ درباره آنان داورى كند. سعد حكم كرد كه مردان جنگى آنها به قتل رسند و زنان و فرزندان ايشان اسير، و اموال آنها بين مسلمانان تقسيم گردد. المغازي، واقدى، ج ١، ص ٥١٠- ٥٢٥؛ السيرة النبويه، ابن هشام، ج ٣، ص ٢٤٤؛ تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٥٨٦- ٥٩٤.