موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٦ - در رويدادهاى اجتماعى به كه رجوع كنيم
نظير زراره است كه اگر خبرى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل كرد، بايد بپذيريم و عمل كنيم؟
اينكه مىگويند «ولىّ امر» حجت خداست، آيا در مسائل شرعيه حجت است كه براى ما مسأله بگويد؟ اگر رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرموده بود كه من مىروم، و اميرالمؤمنين عليه السلام حجت من بر شماست. شما از اين مىفهميديد كه حضرت رفتند، كارها همه تعطيل شد، فقط مسألهگويى مانده كه آن هم به حضرت امير عليه السلام واگذار شده است؟ يا اينكه «حجة اللَّه» يعنى همان طور كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم حجت است و مرجع تمام مردم، خدا او را تعيين كرده تا در همه كارها به او رجوع كنند، فقها هم مسئول امور و مرجع عام تودههاى مردم هستند؟
«حجة اللَّه» كسى است كه خداوند او را براى انجام امورى قرار داده است، و تمام كارها، افعال و اقوال او حجت بر مسلمين است. اگر كسى تخلف كرد، بر او احتجاج (و اقامه برهان و دعوى) خواهد شد. اگر امر كرد كه كارى انجام دهيد، حدود را اين طور جارى كنيد، غنايم، زكات و صدقات، را به چنين مصارفى برسانيد و شما تخلف كرديد، خداوند در روز قيامت بر شما احتجاج مىكند. اگر با وجود حجت، براى حل و فصل امور به دستگاه ظلم رجوع كرديد، خداوند در روز قيامت بر شما احتجاج خواهد كرد كه من براى شما حجت قرار دادم، چرا به ظلمه و دستگاه قضايى ستمگران مراجعه كرديد. خدا به وجود حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بر متخلفين و آنها كه كجروى داشتند احتجاج مىكند، بر متصديان خلافت، بر معاويه، و خلفاى بنى اميه و بنى عباس و بر كسانى كه طبق خواستههاى آنان عمل مىكنند، احتجاج مىشود كه چرا زمام مسلمين را غاصبانه به دست گرفتيد. شما كه لياقت نداشتيد چرا مقام خلافت و حكومت را غصب كرديد.