موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٩ - در مفهوم روايت
بيايد آن ناحيه را از بين ببرد؟ يا به هر نحوى كه مىتواند بايد در حفظ آن ناحيه جديت كند؟ اگر بگوييد كه ما بعضى احكام اسلام را حفظ مىكنيم، من از شما سؤال مىكنم:
- آيا حدود را جارى و قانون جزاى اسلام را اجرا مىكنيد؟
- نه.
شكافى در اينجا ايجاد گرديد و در هنگامى كه شما وظيفه نگهبانى داشتيد، قسمتى از ديوار خراب شد.
- مرزهاى مسلمين و تماميت ارضى وطن اسلامى را حفظ مىكنيد؟
- نه، كار ما دعاگويى است!
قسمت ديگر ديوار هم فرو ريخت.
- شما از ثروتمندان حقوق فقرا را مىگيريد و به آنان مىرسانيد؟ چون وظيفه اسلامى شما اين است كه بگيريد و به ديگران بدهيد.
- نه، اينها مربوط به ما نيست. ان شاء اللَّه ديگران مىآيند انجام مىدهند!
ديوار ديگر هم خراب شد. شما مانديد مثل شاه سلطان حسين و اصفهان! [١] اين چه «حصنى» است كه هر گوشهاى را به آقاى «حصن الاسلام» عرضه بداريم عذرخواهى مىكند! آيا معنى «حصن» همين است؟
اينكه فرمودهاند «فقها حصون اسلامند» يعنى مكلفند اسلام را حفظ كنند، و زمينهاى را فراهم آورند كه بتوانند حافظ اسلام باشند. و اين از اهمّ واجبات است. و از واجبات مطلق مىباشد نه مشروط [٢]. و از جاهايى است كه فقهاى اسلام بايد دنبالش
[١]. مقصود حسين اول، فرزند سليمان اول (١١٣٥ ه. ق) آخرين پادشاه سلسله صفويه است كه شاهىنالايق و بىكفايت بود. وى در ١١٠٥ به سلطنت رسيد. در زمان او محمود افغان به اصفهان لشكر كشيد. سلطان حسين به اميد آنكه وى از اصفهان صرفنظر كند فرحآباد و جلفا را به او تسليم كرد، اما محمود به اصفهان بىدفاع حمله آورد و آن را تصرف كرد و سلطان بىتدبير را به قتل رساند.
[٢]. اگر وجوب يك واجب نسبت به چيزى مشروط نباشد، «واجب مطلق» خواهد بود نسبت بدان چيز؛ مانند: وجوب نماز نسبت به وضو و هرگاه وجوب واجب نسبت به چيزى مشروط باشد، «واجب مشروط» خواهد بود نسبت به همان چيز؛ مانند: وجوب حج نسبت به استطاعت.