موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣ - لزوم وحدت اسلامى
لزوم وحدت اسلامى
از طرفى، وطن اسلام را استعمارگران و حكام مستبد و جاهطلب تجزيه كردهاند.
امت اسلام را از هم جدا كرده و به صورت چندين ملت مجزا درآوردهاند.
يك زمان هم كه دولت بزرگ عثمانى به وجود آمد، استعمارگران آن را تجزيه كردند. روسيه و انگليس و اتريش و ساير دولتهاى استعمارى متحد شدند، و با آن جنگها كردند، و هر كدام قسمتى از قلمرو آن را به تصرف يا تحت نفوذ خود درآوردند [١]. گرچه بيشتر حكام دولت عثمانى لياقت نداشتند، و بعضى از آنها فاسد بودند و رژيم سلطنتى داشتند، باز اين خطر براى استعمارگران بود كه افراد صالحى از ميان مردم پيدا شوند، و به كمك مردم در رأس اين دولت قرار گرفته، با قدرت و وحدت ملى بساط استعمار را برچينند. به همين علت، پس از جنگهاى متعدد، در جنگ بينالملل اول آن را تقسيم كردند، كه از قلمرو آن ده تا پانزده مملكت يكوجبى پيدا شد! هر وجب را دست يك مأمور يا دستهاى از مأمورين خود دادند. بعدها بعضى از آنها از دست مأمورين و عمال استعمار بيرون آمده است.
ما براى اينكه وحدت امت اسلام را تأمين كنيم، براى اينكه وطن اسلام را از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولتهاى دستنشانده آنها خارج و آزاد كنيم، راهى نداريم جز اينكه تشكيل حكومت بدهيم. چون به منظور تحقق وحدت و آزادى ملتهاى مسلمان بايستى حكومتهاى ظالم و دستنشانده را سرنگون كنيم و پس از
[١]. انحطاط امپراتورى عثمانى از اوايل قرن نوزدهم آغاز شد. در جنگ اتحاد بالكان كه به عهدنامه لندن (١٩١٣ م) انجاميد، اين دولت تقريباً كليه مستملكات اروپايى خود و درياى اژه را از دست داد. در جريان جنگ جهانى اول و با انعقاد قرارداد لوزان (١٩٣٢ م) سرزمينهاى عربى شامل عراق، سوريه، عربستان، اردن و فلسطين از تصرف آن خارج شد و تحت قيمومت دول اروپايى درآمد. پس از آن نواحى تركنشين مستقل شد و به كشور تركيه فعلى محدود گشت.