موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٤ - بررسى «العلماءُ وَرَثَةُ الأنبياءِ»
فضايل و اوصاف آنها مىباشد و يكى از فضايل آنان اين است كه ورثه انبيا هستند.
وارث انبيا بودن وقتى براى آنان فضيلت است كه مانند انبيا ولايت (حكومت) بر مردم داشته و واجب الاطاعه باشند.
و اما اينكه ذيل روايت دارد: «إنَّ الأَنبِياءَ لَم يُوَرّثوُا دِيناراً وَلا دِرهَماً» معنايش اين نيست كه انبيا غير از علم و حديث هيچ ارث نمىگذارند. بلكه اين جمله كنايه از اين است كه آنان با اينكه ولىّ امر بوده و حكومت بر مردم دارند، رجال الهى هستند، افرادى مادى نيستند تا در پى جمعآورى زخارف دنيوى باشند، و اينكه اسلوب حكومت انبيا غير از حكومت سلطنتى و حكومتهاى متداول است كه براى متصدى خود مايه مال اندوزى و كامرانى مىشود. وضع زندگى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بسيار ساده بود. از مقام و منصب خود به نفع زندگى مادى استفاده نكردند تا چيزى از خود به جاى گذارند و آنچه را كه باقى گذاشتند علم است كه اشرف امور مىباشد، خصوصاً علمى كه از ناحيه حق تعالى باشد. و خصوص «علم» را كه در روايت ذكر كرده شايد به همين جهت بوده است. بنابراين، نمىتوان گفت چون در اين روايت كه اوصاف علما بيان شده وراثت در علم و عدم توريث مال در آن ذكر شده، ظاهر است در اين معنا كه علما منحصراً علم و حديث را ارث مىبرند.
در بعضى موارد، اين حديث به جمله «مَا تَرَكْناهُ صَدَقَة» تذييل شده است [١] كه جزو حديث نيست و روى جهت سياسى به حديث اضافه شده، چون اين حديث در فقه عامه هم مىباشد [٢].
نهايت چيزى كه در اينجا مىتوان گفت اين است كه با احتمال به اينكه اين
[١]. المسند، أحمد بن حنبل، ج ١، ص ١٩٠، حديث ٥٨؛ صحيح مسلم، ج ٤، ص ٢٨، حديث ٤٩؛ سنن الترمذي، ج ٣، ص ٨٢، حديث ١٦٥٩.
[٢]. المسند، أحمد بن حنبل، ج ١٦، ص ٧١، حديث ٢١٦١٢؛ سنن الدارمي، ج ١، ص ٩٨؛ سنن الترمذي، ج ٤، ص ١٥٣، حديث ٢٨٢٣؛ كنز العمّال، ج ١٠، ص ١٤٦، حديث ٢٨٧٤٦.