موسوعة الإمام الخميني 21 (ولايت فقيه( حكومت اسلامى)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٧ - بررسى «العلماءُ وَرَثَةُ الأنبياءِ»
نارواگران و تأويل نابخردان را از دين دور مىسازند (ساحت دين را از تغييرات مغرضان و تحريفهاى نادانان و امثال آن پاك مىگردانند).
بررسى «العلماءُ وَرَثَةُ الأنبياءِ»
مقصود ما از نقل اين روايت، كه مرحوم نراقى هم به آن تمسك كرده [١]، اين است كه معنى جمله «العلماءُ وَرَثَةُ الأنبِياءِ» كه در اين روايت آورده شده معلوم شود. در اينجا چند بحث است:
١. مراد از «العُلماءُ» چه كسانى هستند؟ آيا علماى امت است؟ يا اينكه ائمه عليهم السلام مقصود مىباشند؟ بعضى احتمال دادهاند كه مراد، ائمه عليهم السلام باشد [٢]. ليكن ظاهر اين است كه مراد علماى امت باشد، و خود حديث حكايت مىكند كه مقصود ائمه عليهم السلام نيست: زيرا وضع مناقبى كه درباره ائمه عليهم السلام وارد شده غير از اين است. اين جملات كه «انبيا احاديثى از خود به ارث گذاشتهاند، و هر كس آن را اخذ كند حظ وافرى برده ...» نمىتواند تعريف ائمه عليهم السلام باشد. اين جملات شاهد بر اين است كه مراد علماى امت است. همچنين، در روايت ابوالبخترى بعد از جمله «العُلماءُ وَرَثَةُ الأنبِياءِ» مىفرمايد: «فَانْظُرُوا عِلْمَكُم هذا عَمَّنْ تَأخُذُونَه». كه ظاهراً مىخواهد بفرمايد علما ورثه انبيا هستند؛ منتها بايد توجه داشته باشند كه علمشان را از چه كسى بايد بگيرند، تا بتوانند ورثه انبيا باشند. اينكه بگوييم مراد اين است كه ائمه ورثه انبيا هستند، و مردم بايد علم را از ائمه كسب كنند، خلاف ظاهر است. هر كس رواياتى را كه درباره ائمه عليهم السلام، وارد شده ملاحظه كند و موقعيت آن حضرات را نزد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم بداند، متوجه مىشود كه مراد از اين روايت ائمه نيستند؛ بلكه علماى امتند. چنانكه امثال اين
[١]. عوائد الأيام، ص ٥٣١، حديث ١.
[٢]. بلغة الفقيه، ج ٣، ص ٢٢٦؛ منية الطالب، ج ٢، ص ٢٣٣؛ حاشية المكاسب، محقق اصفهانى، ج ٢، ص ٣٨٥.