صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٦ - گفتگوى برخى از پرسنل نيروى دريايى با امام
ايران يك جايى بود كه صادر مىكرد، حالا براى همه چيز دستش به دنبالِ يا امريكاست يا جاى ديگر. ان شاء اللَّه خدا همهتان را حفظ كند. موفق باشيد، مؤيد باشيد ان شاء اللَّه.
گفتگوى برخى از پرسنل نيروى دريايى با امام
[يكى از حضار: مىبخشيد، البته مىدانيم كه خسته هستيد، نمىخواهيم مزاحمتان شويم اما راجع به ارتش مطالبى داريم؛ مىخواستيم به عرضتان برسانيم كه اينكه شما فرموديد در خدمت طاغوت بوديد، اگر خداوند قبولمان كند با وجود اينكه بنده به سهم خودم ٢٥ سال توى ارتش بودم و لباس خدمت طاغوتى به تن داشتم، اگر مورد قبول خداوند باشد، خيانت نكردهام]
امام: «در خدمت» معنايش اين است كه در جايى بوديد كه طاغوت [با آنجا] سر و كار داشت و الّا البته من مىدانم كه در جمع ارتش ما مردم محترم هستند، مردم متعهد هستند، مردم صحيح هستند، پاكدامن هستند. ما دلمان به همين ارتش خوش هست كه پاكدامنها زيادند. و ان شاء اللَّه اصلاح مىشود مملكت ما به واسطه همينها. اينكه گفتم همه در خدمت طاغوت بوديد، يعنى در يك جايى بوديد كه طاغوت با شما سر و كار داشت؛ نه اينكه شما هم خدمتگزار بوديد. ان شاء اللَّه موفق باشيد
[همان برادر ارتشى خطاب به امام: يك موضوع ديگر اجازه بدهيد به عرضتان برسانم و آن اينكه الآن خيلى انتظار تشريف فرمايى شما را به قم دارند و منتظر هستند كه شما تشريف ببريد آنجا. و معتقدند كه راحت مىشوند كه آقا مىروند قم؛ ديگر از اين دردسرها راحت مىشوند!]
امام: نه! بگوييد كه من تا شما را راحت نكنم نمىروم. نه، نه ان شاء اللَّه!
[يكى ديگر از برادران ارتشى: قم را مىتوانند خيلى زود محاصرهاش كنند و خيلى راحت ارتباط را قطع كنند]
امام: نخير، اين را خاطر جمع باشيد. من اهل قم و اهل تهران و اهل جايى [نيستم]! من اهل ايرانم. من در ايران هستم و با همه ايرانىها رفيقم
[يكى از ارتشيان: خداوند توفيقتان بدهد و طول عمر به شما بدهد كه بتوانيد ما و اين ملت را از شرّ اين خونخوارها نجات بدهيد]
امام: محتاجيم به كمك همه. همه كمك كنيد. ان شاء اللَّه موفق باشيد؛ خدا حفظتان كند ..