صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٢ - تحول روحى و شهادت طلبى منشأ پيروزى
مىخواهم شهيد بشود. يك همچو روحيه فداكارى، يعنى همان روحيهاى كه در زمان رسول اللَّه براى مردم پيدا شده بود و در ظرف نيم قرن مسلمين را بر تقريباً دنياى آن روز غلبه داد، اين روحيه در ملت ما پيدا شده بود كه خودشان را با شوق و اشتياق مىخواستند فدا بكنند. آنچه ما را غلبه داد اين روحيه بود؛ فلسفه نبود، جهانبينى نبود، اسلامشناسى نبود؛ هيچ اين حرفها نبود. اين روحيه كه در ملت پيدا شد و اين تحركى كه پيدا شد يك مطلب غيبى بود كه در ظرف مدت كوتاهى يك همچو تحول روحى در جمعيت پيدا شد؛ و ما تا اينجا كه آمديم با اين تحول روحى همراه هستيم. و اين رفراندم را كه شما ديديد و جلويش شكست آن ابرقدرتها را كه ديديد، اينها همه را ما بايد خارق عادت بدانيم. يك ملتى كه هيچ ابزار نداشت و هيچ اسلحه نداشت- حالا يك چند تا تفنگ دست مردم مىبينيد- اين ملت بىاسلحه، بىابزار بر يك قدرتى كه تا دندان مسلح بود و دنبالش هم امريكا بود كه مىگفت ما پشتيبانى مىكنيم، انگلستان هم كه تصريح مىكرد، شوروى هم بود منتها عاقلتر بود، اين قدرتى كه پشتوانهاش هم اين قدرتهاى ابرقدرت بودند، [١] به دست همين جمعيتى كه توى خيابان و بازار فرياد مىكردند، به دست اينها از بين رفت. البته ارتش هم كمك كرد اما بعد از اينكه اينها فريادهايشان را كردند آنها را هم متحول كردند، ارتش را از اين فداكارى كه به خيال خودشان براى آن مردك [٢] داشتند منحرف كرد به اين طرف. يك عدهاى كه البته از آن بزرگها بودند كه فرار هم كردند مع الأسف بسيارشان؛ و بعضىشان گرفتار هم شدهاند. ديگران هم متحول شدند؛ آنها برگشتند به اين طرف. نيروى هوايى، همين طور نيروهاى ديگر، همين طور هوانيروز، همين طور همافران؛ اينها متحول شدند. اين تحولات هم كه در آنها پيدا شد باز يك امر عادى نبود كه اين طور متحول كرد يك ارتشى را؛ متحول كرد كه بتوانند [٣] بر خلاف شاه- كه مثلًا [بزرگ] ارتشتاران است!- بر خلاف او قيام بكنند. اينها همه بر خلاف يك امر
[١] اصل: بود.
[٢] محمد رضا پهلوى.
[٣] اصل: بتوان.